تبلیغات
کریتیک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کریتیک

ساختن ناخودآگاه‌های انقلابی!

جمعه 10 شهریور 1396

مسئلەی همە پرسی، کوردستان و سیاست

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

می توان گفت کە خواست دولت مدرن در کوردستان با تلاش های ژنرال شریف پاشا در سال های ابتدایی قرن بیستم آغاز گردید ، فرهاد پیربال دربارە ژنرال شریف پاشا کتابی نوشتە است کە بە صورت  pdf  و بە زبان کوردی موجود است ، ژنرال با همەی ماجراهایی کە داشت دچار معضلی گردید کە تا بە امروز گریبان سیاست مداران کورد را گرفتە است ، با هر ابزاری باید بە هدف رسید یا دقیق تر اینکە دست بە دامان هر قدرتی شد تا بە هدف دست یافت. گفتە می شود آخرین تلاش های ژنرال نامە فرستادن بە  موسولینی است کە البتە آن هم بە جایی نرسید. از پیمان سور تا پیمان لوزان فراوان ندانم كارى هاى سران کوردستان را شاهدیم ، برای مثال هنگامی کە ژنرال در پاریس بود و می خواست در پیمان سور شرکت نماید بسیاری از سران عشایر نامە فرستادند کە ما دولت کوردی نمی خواهیم . می خواهم بر این نکتە دست بگذارم کە علاوە بر علل خارجی، قدرت های امپریالیستی و منطقەای ، با معضل های داخلی خود کوردستان نیز در طی تاریخ مواجە هستیم.

در این میان هم، کسانی بودەاند کە فارغ از المان های مدرن دنبال این خواست مدرن بودەاند ، از شیخ محمود گرفتە تا اسماعیل آغا سمکو با روحیەای عشایری خواستە اند دولت کوردی برپا کنند . نقل است کە اسماعیل آغا بە مردم و زیردستانش می گفتە کە نیازی نیست نمایندەی دیگری بخواهید هر کس هر مشکلی دارد با من در میان بگذارد، این نوع برخورد پدرمابانە بدون شک نمی توانستە کە خواست یک ملت را برآوردە نماید. در این میان نویسندگان و سیاست مداران معاصر ، همچون انوشیروان مصطفی امین با تلاشى كودكانه خواهان ساختن تصویر شهریار كورد از ایل خانی همچون اسماعیل آغا شکاک هستند.

در زمان جمهوری کوردستان کە با حمایت ارتش سرخ توانست متولد شود نیز مسئلەای کە سرنوشت یک ملت بە آن گرە خردە بود تبدیل بە صحنەای برای قدرت نمایی اغاها شد. اما تاثیری کە این رویداد بر کوردستان نهاد بی شک تا بە امروز یکی از پرشدت ترین تاثیرهاست. ١١ ماه جمهوری با هر کیفیتی کە داشت همچون تاریخی زندە در تمام این سال ها بر ذهن ملت نقش بستە است، ورای معناهای متکثری کە از آن می شود اکثر نیروهای سیاسی مدعیند کە ما در ادامەی این راهیم، بارزانی پدر و پسر ، قاسملو و شرفکندی ، اوجلان و سالح مسلم همە ادعا می کنند کە راه قاضی محمد را ادامە دادەاند. در واقع تاریخ شفاهی و کتبی جمهوری ، خود جمهوری را بە یک ایدەی بی شکل ناب تبدیل کردەاست کە ذهن همە بە آن میل می کند ، این حرف ابلهانەی دوستان چپ غیر کورد کە می گویند همەی کوردها در نهایت ناسیونالیست هستند شاید درست نباشد ، اما میلی کە بە آن اشارە کردم، در آن وجود دارد ، لااقل برای تمامی کوردهایی کە خود را بە گونەای بە سیاست گرە زدەاند و دربارەی آن فکر می کنند. جمهوری برای برخی سوسیالیستی است ، برخی از آن خوانش های فمنیستی ارائە می دهند و برخی هم ادعا می کنند کە در آن روزگار چند تن روزنامەنگار فرانسوی آمدە و حیران داد می زدند کە دموکراسی واقعی تنها اینجا اتفاق افتادە است. اما در واقع جمهوری حتی نتوانست در حد جمهوری آدربایجان باشد. داستان جمهوری همانند تاثیر یک اثر هنری است ، عدەای یک اجتماع نو را شکل می دهند بعد دشمن می آید و قهرمان داستان را اعدام می کند. قهرمان داستان مرگ پدر است برای همەی کوردستان ، چرا کە کوردستان خود نیز مادر فرض شدە است، پسران هر کاری می کنند تا راه پدر را ادامە دهند تا مادر را خوشبخت کنند. در واقع ما شاهد یک داستان زیبا هستیم ، اما سیاست نە داستان است نە هنر و نە زیبا. و البتە این داستان نیز اصلا زیبا نیست . رهبر فقط می بایست رفیق باشد و آموزگار ، متاسفانە در کوردستان ما هنوز از پدرهای سیاسی مان خلاصی نیافتەایم و تا بە امروز نیز در بازتولید آن سهیم بودەایم.

بعد از جمهوری، مبارزات ملا مصطفی بارزانی مسئلەی کورد را بە فاز جدیدی کشاند. ملا مصطفی یک مرد صد چهرە ، اگر تا از قبل او مسئلەی دولت کوردی می خواست از یک مجرا عبور نماید، در زمان واحد منطق یکسانی بە خود می گرفت و البتە هیچگاه مسئلە کوردستان حداقل در سطح ایدە بە یکی از تکەهایش خلاصە نمی شد. ملامصطفی کوردستان را قلعەی سرخ کمونیست ها ، ایالتی از ایالات آمریکا ، سرزمین برادران یهود ، سرزمین نژاد آریایی ، سرزمین امت اسلامی و هم چنین سرزمین متعلق بە عثمانی ها می دانست. هنگامی کە در روژهەڵات مبارزە در جریان بود، بە دست بوسی شاه ایران شتافت و حتی قول سرکوب مبارزان روژهەڵاتی را هم داد و هنگامی کە اعلی حصرت ناهمایونی بعد از پیمان الجزائر از ملا مصطفی خواست کە شورش را در عراق تمام کند، با چاکرمنشی هر چە تمام تر همەی امیدهای مبارزە را نابود کرد.

پ ک ک اوایل ادعا کرد تنها جریانی است کە می خواهد برای هر ٤ تکەی کوردستان مبارزەی سراسری انجام دهد و دولت کوردی را در کوردستان بزرگ بنا نهد ، از هر ٤ بخش کوردستان نیرو گرفتند ، تبدیل بە یک نیروی گریلایی بسیار زبدە شدند. ئاپو اوجلان بعد از دستگیری سیاست هایش را عوض کرد و پ ک ک بە سوی خودگرادنی درون دولت های حاکم تغییر جهت داد. (در این جا بە این مسئلە نمی پردازم)

بعد از سال ١٩٩١ کە یک خودمختاری در کوردستان عراق شکل گرفت ، دو نیروی عمدە پارت دموکرات کوردستان عراق و اتحادیە میهنی در مقابل هم قرار گرفتند، قیادە موقت ایران بە رهبری مسعود بارزانی کە عکس پدر و خمینی را کنار هم قاب می کرد با چرخشی بە سمت ترکیە و آمریکا و حتی دولت مرکزی صدام حسین نزدیک شد، اتحادیە میهنی فرصت را غنیمت شمرد و با دولت ایران دست بە همکاری زد (لازم بە تذکر است کە پ ک ک نیز در این اتحاد شوم حضور داشت) ، هنوز هم آن ویدیوی وقیحانەی جلال طالبانی را نمی توان تاب آورد هنگامی کە باز دارد شوخی های بی مزە اش را تعریف می کند و می گوید ما نمی توانستیم با دو دولت بجنگیم پس بە ایران نزدیک شدیم. از ١٩٩٤ تا چند سال بعد جنگ داخلی بر سر شهرهای تحت کنترل درگرفت. عبداللە پەشیو شاعر بزرگ کورد با دیدن شهرها و مناطق آن زمان کوردستان در یک مصاحبە وضعیت نابسامان و فلاکت بار مردم کوردستان را توضیح می دهد و در آخر می گوید کە نمی دانم چگونە در این وضعیت رهبران کورد با یک گلولە بە زندگی خفت بارشان خاتمە ندادند. شیرکو بیکس نیز در شعری از زبان یک اسب می گوید فرماندەام دستور کشتن پسرعمویم را بە من داد چراکە از حزب مقابل بود اما قبل از آنکە بتوانم او را بکشم ، او من را کشت.

مبارزە در روژهەلات بە گونەای دیگر ادامە یافت ، بعد از انقلاب ناتمام بهمن ماه حزب دموکرات کوردستان ایران کە شبکەی داخلی اش بسیار ضعیف شدە بود، کادرهایش را از خارج کشور بە داخل فراخواند. کوملە کە از سالها قبل از سە جریان شکل گرفتە بود، بە صورت علنی اعلام موجودیت کرد. علی رغم سمپاشی های دموکرات، کوملە در میان خلق می درخشید. کاک فوئاد در یک سخنرانی دربارەی اتحادیە دهقانان مسئلەی مهمی را مطرح نمود ، او گفت ما هر جا با مردم حرف زدیم کسی از جدایی کوردستان سخنی بە میان نیاورد و جملگی مسائل دهقانی خود را با ما درمیان می گذارند. کوملە بعد از از دست دادن چندین چهرەی اصلی اش از جملە کاک فوئاد مصطفی سلطانی (کە بدون شک یک مائوئیست انترناسیونال) بود ، تاریخ زوالش را با حلقەی سهند و تروتسکیست های فرصت طلب پیمود و تا بە امروز تاوان آن را پس می دهد.در فضآی کوردستان دو رویکرد نقادانە بە این موضوع داریم ، یکی کە هژمونیک و ناسیونالیستی است از این سخن می گوید کە غیر کوردها کوملە را بە این روز در آوردند، و نقدی کە من بە آن باور دارم، نە غیر کوردها؛ بلکە هنگامی کە تروتسکیست ها آمدند، کوردهای کوملە نیز با آنها هم آوا شدند و ایدئولوژیی کە کوملە با آن متولد و خروشید را کنار نهادند.

حزب دموکرات کوردستان ایران بار دیگر ضربەهای برادر کوچکترش حزب دموکرات کوردستان عراق را کە بر سرش فرود می آورد را نادیدە گرفت و در حالی کە قیادە موقت با غرور با جمهوری اسلامی مصاحبە می کرد و می گفت ما راه امام را ادامە می دهیم ، دموکرات های روژهەلات می گفتند ما یک سری مشکلات جزیی با آنان داریم کە حل می شود.

جمهوری اسلامی کوردستان را فتح کرد ، رهبران را سر بە نیست کرد و احزاب روژهەلاتی مجبور بە عقب نشینی شدە و بە خاک کوردستان عراق پناه بردند. تروتسکیست های فرصت طلب از کوملە جدا شدند و در خارج حزب محبوبشان را احداث کردند و اکنون با همەی تاریخ سیاهی کە دارند  میان روشنفکران چپ ایران جدی تر از کوملە گرفتە می شوند و این را نیز می توان با ناسیونالیسم اکثریت نهادینە شدە توضیح داد، و من خطاب بە این دوستانمان می گویم کە حتی کوملەی مهتدی بدنەی بە مراتب کمونیست تری از بدنەی حکمتیست های خارج نشین دارد.

با همەی این مقدماتی کە مجبور شدم بە آن اشارە نمایم ، - چرا کە تاریخی آشوبناک و مغلوب برای ما باقی ماندە است ، تاریخ سرخوردگی های پراکندە کە هنوز نمی توان بە راحتی آن را در یک دایرەالمعارف طبقەبندی کرد و در کتابخانەها جای داد- می خواهم بە مسئلەی همەپرسی بپردازم.در ابتدا باید بگویم اکثر نقدهایی کە نوشتە شدەاند و با تجارت نفت توضیح دادە می شوند ، بیشتر مسئلەی بورژاوزی دولت مرکزی عراق و بورژوازی اقلیم می باشند. در واقع توضیح دادە نشدە است کە خود جدایی از دولت مرکزی چە تغییری در پایین بە وجود می آورد. بە نظرم ضروری است کە گفتە شود خود متولد شدن کشور عراق یک امر آمرانە بودە و در کل تاریخ معاصر عراق ما کمتر شاهد همزیستی مسالمت آمیزی میان خلق های آن بودەایم. بدون شک این مسئلە را نمی توان اینگونە حڵ کرد کە بگوییم کوردها باید از خواست شان دست بکشند، چراک ە با اندک پرس و جویی می فهمیم کە اکثریت مردم جدا از هر ایدئولوژی ای کە بدان باور دارند، خواستار جدا شدن از عراق هستند ، شاید بهترین بیان را فرهاد پیربال داشت کە گفت : "عراق برای ما بە غیر از انفال و حلبچە و آوارگی و اکنون داعش چە داشتە است ؟" هر چند کە این سوال کاملا خطاست و عقل سلیمی کە اینگونە فکر می کند اسیر تفکرات خردەبورژوایی شدە است ، اما از این وجه قضیە بە نظر نمی توان داوری درستی کرد و با مردم مخالفت ورزید. در واقع ما با وضعیتی در عراق مواجە نیستیم کە اگر کوردها جدا شوند سیاست خلقی و سوسیالیستی دچار بحران می شود چراکە اگر صف آرایی نیروها را بررسی نماییم ، صف آرایی یک مشت مرتجع را در مقابل هم خواهیم دید. بە نظر من از این زاویە نمی توان با همە پرسی مخالف بود.

 

رویکرد مارکسیستی دولت

دولت کوردی همانند یک شفابخش تصور شدە است ، روایتی سادەانگارانە از دولت ، روایتی بدون هیچگونە تضاد. تولد دولت کوردی را یک لحظە جشن تصور کردەاند. اما در واقع شکل گیری دولت یک لحظەی کاملا خشن است. وقتی دولت شکل بگیرد خیال های خام مردم دربارەی ایدەی دولت کوردی تمام می شود ، دولت یک ایدە نیست کە تاریخ را جلو ببرد . بلکە در گام اول دولت نمایندە طبقەای خاص است (کە در دوران کنونی بدون شک بورژوازی و دارودستەی مرتجع اش را شامل می شود) ،و در گام بعدی دولت دارای ابزار سرکوب فیزیکی و سازوبرگ های ایدئولوژیک می باشد. لنین گفت دولت ماشین سرکوب است ، تا امروز نیز بارزانی ها قتل چندین روزنامەنگار از جملە شهید قلم "سردشت عثمان" را در کارنامە داشتە اند ، صدای شیرکو بیکس را بارها خفە کردند و روشنفکری همچون عباس ولی مجبور بە ترک اقلیم شد. دولت در نگاه مارکسیستی یک وضعیت گذرا است ، یک دولت رو بە زوال کە نزد مارکس، انگلس ، لنین و مائو راه گذار از آن فرمول بندی شدە است. اما ایدەی دولت کوردی یک ایدەی ابدی است و این می تواند بسیار خطرناک باشد. ماشین سرکوب تا ابد. در واقع دولت کوردی بسیار ایدەی مبهمی است . از طرفی شفابخش است و همە برابر فرض شدەاند، و در واقع فقط اینجاست کە بە قول لنین پشت این ادعاها منافع طبقاتی قرار دارد. بارزانی همە را برابر فرض می گیرد ، حتی اگر بارزانی رهبر دموکرات منشی باشد (کە نیست) ذهن او نیست کە جامعە را تعین می بخشد ، بلکە این ساختار طبقاتی جامعە است کە ماهیت دولت را نیز در ارتباطی دیالکتیکی تعیین می نماید. دولت انقلابیون مارکسیست خصلتی دیگر نیز داشت کە بە دوستان خود در امر انقلاب و مبارزە کمک می کرد. دربارەی کوردستان عراق در این سال ها ما چیز دیگری دیدەایم. آنها احزاب رۆژهەڵاتی اسکان یافتە در آنجا را سرزنش می کنند کە در خاکشان جایشان دادەاند اما احزاب رۆژهەڵاتی ناسپاس و خیال مبارزە با ایران را در سر دارند. در واقع ما تا حدی نیز امروز با چهرەی اعتدالی از بارزانی و اتحادیە میهنی طرف هستیم ، آنها اکنون مانند هر لیبرال عاقل و صلح طلبی بە احزاب روژهەلاتی دیکتە می کنند، کە از راه گفتگو مشکلات شان را با ایران حل نمایند (توجە کنید بە دیدار آخر ملا بختیار با سران ایران و صحبت در اینبارە ، و سخنان اخیر بارزانی). خطر دولتی کە بارزانی رهبری آن را بەدست بگیرد باید اینجا احساس شود ، خاصیت دولت های بورژوایی زد و بند با قدرت های منطقە و جهانی است ، بە دلایل اقتصاد تجاری باید با ترکیە و ایران وارد مناسبات جدی تری نیز بشود ، حتی از لحاظ مشروعیت در منطقە نیز تایید این دولت ها را نیاز دارد ، باید نگران این نکتەی مهم باشیم کە بارزانی پیشمرگان رۆژهەڵاتی مان را حاضر است قربانی سیاست های کثیفش نماید، فاکتی را کە تا ابد باید بازگو کرد کشتن ناجوانمردانەی رفیق فرماندە سلیمان معینی و تحویل جسد عزیزش بە ساواک ایران، توسط بارزانی ها است.

 

سرآخر

وضعیت بە شدت متناقض است ، نمی توان در مقابل خواست مردمی ایستاد و بارزانی این را خوب فهمیدە است و برای همین اکنون کە بحران های اقتصادی-اجتماعی دامان اقلیم را گرفتە است، برگ آخرش را رو کردە است ، بارزانی می خواهد قدرتش را تمدید کند ، در سخنرانی هایش هم اشارە کردە است کە اگر همەپرسی بە "نە" منجر شود از قدرت خداحافظی می کند (کە البتە لفاظی است). اما در سطح پراتیک نمی توان بدون آنکە بە مردم راهی دیگر نشان داد آنان را منع کرد ، در این وضعیت متناقض مسئلە نە موافقت و نە مخالفت است ، باید راهی یافت تا جلوی زیادەخواهی های بارزانی ایستاد. حزب دموکرات کردستان ایران باید از گذشتەاش درس بگیرد و بە این برادر همیشە خائن دل نبندد، جدای از هر نقدی کە بە احزاب رۆژهەلاتی دارم می گویم کە احزاب رۆژهەڵاتی باید از زیر فشارهای احزاب کوردستان عراق بیرون بیایند و در تصمیم گیری هایشان استقلال بیشتری داشتە باشند، چراکە سیاست نباید قبضەی دو طایفەی بارزانی و طالبانی شود.
همەی آنهایی کە بە جهانی دیگر می اندیشند باید در راه ساختن آلترناتیوی برای این وضعیت ها باشند، در واقع الترناتیو نە ساختن حزب جدید ، بلکە درک جهان کنونی ، شناخت از منطقەی خاورمیانە و داشتن تحلیل مشخص از شرایط مشخص است.


چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396

مرۆڤیش شتێکی ئەوها نیە

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

مانگ گەرچی سارد و سڕە
بەڵام ، هەمووشەو دێتە دی
پیاو هەموو ئەو شتەیە کە دەبێ تێک بشکێت
مرۆڤیش شتێکی ئەوها نیە

جوورە بەیانیەک هاتووە هەڵم دەستێنێت لە خەو
 هەموو شتێکم لەبیرە و
بەڵام، نە شلێژاوم نە قووڕوەسەر
تەنیا جارجار بڕیسکەیەک لە ناو زگماو دێتە بەرەو سەرێ
کە دەگاتە ناو سینگم 
هیندێک رادەوەستێ و ئینجار دەتۆقێتەوە

ئاخڕین جار کە رۆیشت پەی کوتم
تازە من نابمە ئەو کەسە کە تۆ ناسیت
منیش سەرێکم لاقاند و سەرێکم بەرداوە
و کوتی راستت دەوێ ؟
تو چیت کە خۆشم بوێ؟
جا خۆ راستە، ترسی منیش هەر ئەوەیە
جاخۆ من چیم ؟
هەموو ناخۆشی مرۆڤ بوون، هەر ئەوەیەو
دەستەوئەژنۆ بوون عیلاجی نیە
بوون عیلاجی نیە
"ببین بە" عیلاجی نیە
عیلاجیش بوونی نیە

جا دەمکووت
پیاو هەموو ئەو شتەیە کە دەبێ تێک بشکێت
مرۆڤیش شتێکی ئەوها نیە
هەست نەکەین دونیا لەبەر ئێمە راوەستاوە و
هەست مەکەن دونیا ماوە
ئێمە تەنیا ژمارەیەکی تۆری کۆمەڵایەتی و وشەنهێنین
نە جەستەیەو نە رووحی تیاماوەو
نە گڕی تێ بەر دەبێ و
نە ئەو کات کە شێتمان دەکات
ئاوێکی ساردمان دەداتێ

بە ڕای ئێوە چی دەقەومێت ئەو کات
کە ماسی چیتر ئاوی ناوێت
پشیلەکان زبڵیان ناوێ و 
سەگەکانیش ناقوولێنن
چی دەقەومێت
کە باران هۆی ستڵ و جەمەو
نەک ڕازاوەندنەوی جێ ژوان
کە ڕەشەبا هێزی نابێ و
تاڤگە خۆی ئیشک دەکات و 
هەرچی رەنگە خۆ دەکووژێت؟

سەبارەت بەوە با بڵێم بەداخەوە
هۆشمان زۆرەو
زانیاری کەم ناهێنین
زۆر ناخۆشە بزانیت تۆ بۆچی بە کار نایەیت و 
ئەوەی دیکەش بزانێت خۆشی هەر بە کار نایەت و 
کۆمەڵگاکانیش بزانن
نەک لە ژوور و نەک لە دەر
هیچی چاکیان باس ناکەن

ئێمە ئەوەمان نیە
گەرانەوەی ئەبەدی
مانگ گەرچی سارد و سڕە
بەڵام ، هەمووشەو دێتە دی


دوشنبه 16 اسفند 1395

عمل خلاق چیست ؟ - دلوز

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

عمل خلاق چیست ؟

ژیل دلوز

- ترجمە از دیاکو 

بگذارید بگوییم کە اطلاعات چە هست، سیستم کنترل کنندەای از نظم-کلمات کە درون جامعەای مشخص استفادە می شود. کار هنری چە کاری می تواند با آن داشتە باشد؟ بیاید دربارەی کارهای هنری صحبت نکنیم ، بلکە سرآخر بگوییم کە یک ضداطلاعات وجود دارد. در زمان هیتلر، یهودی هایی کە از آلمان می رسیدند اولین کسانی بودند کە  دربارەی ضداطلاعات [انجام دادن] درون اردوگاههای کار اجباری با ما سخن گفتند. ما باید اذعان کنیم کە ضداطلاعات هیچگاه برای انجام هیچ کاری کافی نبودە است. هیچ ضداطلاعاتی هیتلر را نیازردەاست. بە جز یک مورد. کدام مورد؟ این آن چیز مهم است. ضداطلاعات تنها زمانی موثر است - و این طبیعت اش است - کە بە یک عمل مقاومتی تبدیل شود.یک عمل مقاومتی ، امری اطلاعاتی یا ضداطلاعاتی نیست. ضداطلاعات تنها زمانی موثر است کە تبدیل بە یک عمل مقاومت شود.
چە رابطەای میان کار هنری و ارتباطات وجود دارد؟ هیچ . یک کار هنری یک وسیلەی ارتباطی نیست. یک کار هنری هیچ کاری ندارد کە با ارتباطات انجام دهد. یک کار هنری شامل کمترین بیت اطلاعاتی هم نیست. در واقع، یک رابطەی وابستە میان کار هنری و عمل مقاومت وجود دارد.کاری برای انجام دادن با اطلاعات و ارتباطات بە عنوان عمل مقاومت ، هست .این رابطەی مرموز میان کار هنری و عمل مقاومت هنگامی کە مردان و زنانی کە مقامت می کنند،[در حالی کە] هیچ کدام نە وقتش را دارند و نە الزامات فرهنگی معمولا کمترین ربطی بە هنر دارند، چیست ؟ من نمی دانم. مالرو (Andre Malraux ) یک مفهوم فلسفی قابل تحسین را توسعە داد. او چیز بسیار سادەای دربارەی هنر گفت. او گفت کە هنر تنها چیزی است کە در مقابل مرگ مقاومت می کند. بیاید بە آغاز برگردیم: کسی کە کار فلسفی می کند چە کاری انجام می دهد؟ آنها مفاهیم را می سازند. من فکر می کنم کە این شروع (تولد) یک مفهوم فلسفی شگرف است. دربارەی آن فکر کنید... چە چیزی در برابر مرگ مقاومت می کند؟ تنها لازم است بە یک مجسمەی متعلق بە ٣ هزار سال قبل از عصر حاضر نگاه کنید تا بفهمید کە جواب مالرو تا چە حد شگرف است. بعد از این ما می توانیم بگوییم - البتە نە بە خوبی آن - نظرگاهی کە ما دربارەی آن تامل می کنیم ، [این است] کە هنر مقاومت می کند ، حتی اگر تنها چیزی نباشد کە مقاومت می کند. از این رو میان عمل مقاومت و یک کار هنری رابطەی نزدیکی برقرار است. هر عمل مقاومتی یک کار هنری نیست، حتی اگر درون یک روش خاص، همان باشد. و هر کار هنری یک عمل مقاومت نیست حتی اگر باز درون یک روش خاص ، همان باشد.



نگاهی بە مورد استراب ها (Straubs) بیاندازیم، برای مثال ، زمانی کە آنها عمل قطع ارتباط صدا و تصویر را انجام می دهند. آنها رویکردی بە این صورت دارند: صدا  برمی‌خیزد ، برمی‌خیزد ، برمی‌خیزد و آن چیزی است کە دربارەی عبورِ از زیرِ برهنەگی [و عریانی] صحبت می کند، یک زمین خالی از سکنە کە تصاویر بە ما نشان می دهند، تصویری کە هیچ کاری برای انجام دادن با صداتصویر (sound image) ندارد. این امر بیانی برخواستە در هوا چیست در حالی کە ابژەاش زیرِ جهان عبور می کند؟ مقاومت. عمل مقاومت. و در همەی کارهای استرابها، امر بیانی یک عمل مقاومت است. از فیلم Moses تا آخرین جملە کافکا  Not Reconciled یا باخ - بە ترتیب بە آنها اشارە نمی کنم - . امر بیانیِ باخ موسیقی اوست کە یک عمل مقاومت است، یک مبارزەی فعالانە علیە تفکیک امر کفر آمیز و امر مقدس. عمل مقاومت در موسیقی با یک گریە تمام می شود. درست مانند گریەای کە در اپرای Wozzeck وجود دارد، درون باخ نیز وجود دارد : " بیرون! بیرون! برو بیرون! نمی خواهم ببینمت!" هنگامی کە استرابها یک تاکید را درون این گریە جای میگذارند، در گریەی باخ، یا گریەی پیرزن اسکیزوفرنیایی در فیلم Not Reconciled ، آن را بە دو جنبە حساب می کنند. عمل مقاومت دو چهرە دارد.یکی انسان و دیگری کار هنری است. تنها عمل مقاومت در مقابل مرگ مقاوت می کند، یا بە عنوان یک کار هنری یا بە عنوان مبارزەی انسان.
 چە رابطەای میان مبارزەی انسانی و کار هنری وجود دارد؟ نزدیکترین جواب و در کل برای من، مرموزترین رابطە ای کە وجود دارد دقیقا آن چیزی است کە پاول کلە (Paul Klee) گفت : " می دانی، مردم از دست رفتەاند." مردم از دست رفتەاند و درهمان حال، آنها از دست نرفتەاند. مردم از دست رفتەاند یعنی اینکە وابستگی بنیادی میان یک کار هنری و مردمی کە هنوز وجود ندارند (هنوز شکل نگرفتەاند)، هیچگاه شفاف نبوده است.کار هنری ای وجود ندارد کە مردمی را کە هنوز وجود ندارند را فرانخواندە باشد.

*این متن  گزیدەای از کتاب Two Regimes of Madness: Texts and Interviews 1975-1995 می باشد، کە قسمت ترجمە شدە بە صورت PDF در سایت http://straub-huillet.com/ قابل دسترس است.  ? What is the Creative Act 
** مترجمان بە انگلیسی : Ames Hodges and Mike Taormina
*** ترجمە نیاز بە ویرایش دارد.

دوشنبه 16 اسفند 1395

" مرزهای میان سیاست و شوی واقعی عوض شدەاند." بیفو

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

فرانکو بیفو براردی دربارەی رقابت ریاست جمهوری آمریکا بە عنوان یک شوی واقعی
ترجمە: دیاکو

بعد از تابستان تحقیرآمیز یونان، پاییز دست رد زدن بە سینەی مهاجران رسید، بعد زمستان تجزیەی اروپا و در آخر بهار دونالد ترامپ.
نمی دانم کە ترامپ انتخابات نوامبر را برندە می شود یا نە، اینطور فکر نمی کنم، با اینکە نظرسنجی ها اختلاف جزئی میان ترامپ و کلینتون را نشان می دهند. در هرصورت صعود چشمگیر او نیاز بە فهمیدە شدن دارد.

بیایم از قبل ترها شروع کنیم. برای کارگران آلمانی، فقر و تحقیر توسط تجاوز مالی انگلو-فرانسوی اتفاق افتاد، هیتلر گفت : شما نە استثمار شدەاید و نە کارگران بیکار شدە  هستید، شما آریایی های پیروزمند هستید. ناسیونال سوسیالیسم از این تغییر در ادراک [و فهم] بیرون آمد.
تغییر مشابە خود-ادراکی و چشم انداز سیاسی ارائە شدە امروزە توسط یک محدودەی وسیع از ترامپ بە پوتین و [همچنین] شامل کاتزیسنکی، اُربان ، لوپن، بوریس جانسون و... آنها برای فقیر کردن کارگران اروپایی-امریکایی بە سادگی می گویند : " فکر کردن بە خودتان را بە عنوان کارگران شکست خوردە متوقف نمایید، بە خودتان بە عنوان نژاد سفید پوست دوبارە برخواستە فکر کنید."
دینامیک هایی کە ناسیونالیسم سوسیالیسم را بە قدرت رساند دوبارە راه اندازی شدە اند. ضمنا ، در حوزە مدیترانە، نظم استعماری قدیمی در حال سقوط است. رکود و فقیر شدن همزمان طبقەی کارگر سفیدپوست و ذوب شدن نظم ژئوپلتیک یک فرم اصیل از خشونت ناسیونالیسم سفیدپوستی را تولید کردە است.
ترامپ و رشد نیروهای راست افراطی در اروپا، یک سوبژکتیویتە در رابطە با هویت استعماری و نژادی را می پرورانند کە آن را بە عنوان نتایج اقتصادی، جمعیتی و ژئوپلتیکی در حال زوال خودشان، متداول کردەاند . نزاع درازمدت بین جهانی‌شدن نئولیبرالی و ناسیونالیست ضدجهانی‌شدن بە سمت یک فاجعە می رود.
اوباما بە سوال روزنامەنگارانی کە دربارەی پیروزی ترامپ در حزب جمهوری خواه پرسیدە بودند ، با طنز هوشمندانەای جواب دادە بود : " ما دربارەی سرگرمی حرف نمی زنیم، این یک شوی واقعی نیست، این رقابتی است برای ریاست جمهوری ایالات متحدە..." متاسفانە، اوباما اشتباه می کند. مرزهای میان سیاست و شوی واقعی عوض شدەاند. و عقلانیت سیاسی مدرن بە نظر می رسد کە از فهمیدن این [نوع] رقابت برای ریاست جمهوری ایالات متحدە ناتوان است، در واقع، یک شوی واقعی است. اوباما تبدیل بە کاراکتر شوی‌ای شدە است کە ترامپ در راه آن است کە کارگردانی اش را بەە عهدە بگیرد.
ایتالیایی ها قبلا تجربە این مخلوط نمایش مسخرە و اقتدارگرایی را داشتەاند. برلوسکونی با یک کمپین تبلیغاتی تجاری بە صحنە آمد کە مبنای اش دو واژە از فرهنگ فوتبال بود : برو جلو ایتالیا (Forza Italia) .  در این مورد نیز سیاست مداران قبلی نظری طنزآمیزانە داشتند، کە انتخابات سرگرمی نیست. در مارچ ١٩٩٤ ، برو جلو ایتالیا (Forza Italia) انتخابات را برد، و زبان سیاسی را برای همیشە تغییرشکل داد.
سیاست مداران سنتی فکر می کنند کە سیاست یک گفتمانِ شامل همەی حوزەهای عمومی است، کە تبلیغات تنها زیرمجموعەای خاص از این گفتمان عمومی است. با این حال برلوسکونیی نشان داد کە سیاست اکنون یک زیرمجموعە از گفتمان رسانە است.
پیروزی ترامپ از منظر سیاسی غیرقابل توضیح است. با این حال آنهایی کە در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان بە او رای دادند و آنهایی کە شاید در نوامبر بە او رای می دهند، بە عرصە سیاسی تعلق ندارند، بلکه بە عرصەی رسانەی شوی واقعی تعلق دارند.
اوباما در طی سفرهای دیپلماتیک‌اش در آسیا ، بە متحدان سیاسی اش، آنهایی کە از بیانات ترامپ تنفر داشتند، اطمینان داد و گفت ،" کسی کە چنین نظراتی را بیان کردە است چیز زیادی دربارەی سیاست خارجی و سیاست اتمی و در کل، دربارەی جهان نمی داند."
بدیهی است کە اوباما راست می گوید : ترامپ پر از حماقت است کە از منظر تاریخی، اقتصادی و انسان شناسانە نسبت بە چیزی کە دربارەاش حرف میزند، جاهل است ، اما بە نظر می رسد اوباماا بی توجە بە این قضیە است کە در دورەی معاصر، حماقت و جهالت مانعی در راه رسیدن بە قدرت[سیاسی] نیست.
آمریکایی ها دوبار بە فردی رای دادند کە باور داشت طالبان تبدیل بە یک گروه راک می شود. تا زمانیکە طالبان با یک حملەی هوایی بە برج های منهتن وارد شد. آن فرد تاریخ جهان را تغییر داد، جنگی نامتناهی را شروع کرد کە بخش وسیعی از جهان را نابود کرد. ما باید کاملا فهمیدە باشیم کە حماقت پتانسیل بالایی دارد هنگامی کە سُکانش  بە وسیلەی تحقیر و ناامیدی راندە شود.
جَزم نئولیبرالی اکثریت کارگران غربی را ناامید کردە است. و تا زمانی کە  چپ نیز خود شریک تجاوزات مالی می باشد، آنها نمی توانند بە عنوان کارگران استثمارشدە شورش کنند.
در ١٩٣٣ ، کارگران آلمانی بە حزبی رای دادند کە آنها را آریایی های سفید پوست و آلمانی خواندە بود، و بە حزبی کە اعلام داشتە بود کە یهودی ها و مردمان رومانی دشمنان ابدی شان است. امروز کارگران اروپایی-آمریکایی می خواهند بحث های ترامپ ، همراه با پوتین ، لوپن و بوریس جانسون را بشنوند. آنها می خواهند کە بە آنها گفتە شود از نژاد برتر هستند ، و بر مهاجرین غالب و برتر هستند. و آنها را در اردوگاه های کار اجباری در امتداد تمامی سواحل مدیترانە محدود نمایند.
اکنون، همەی ما خوشحال هستیم زیرا کە در انتخابات ریاست جمهوری اتریش، راست افراطی تنها برندەی ٤٩.٧% آرا بود. [شرکت] مورگان استنلی کشورهای اروپایی را برای پیادەسازی کامل بازار آزاد بە تغییر قوانین شان ترغیب می کند. مرکل، اولاند ، والز و دیگر متحدانشان بدون تاخیر و با عجلە بە انجام دستورات سیستم بانکی، اطاعت می کنند.
آنها با بدترین شکل در حال سنگ فرش کردن راه هستند، آیا این را می دانند؟

منبع : http://www.versobooks.com/blogs/2665-the-borders-between-politics-and-reality-shows-have-shifted-franco-berardi-on-the-us-presidential-race-as-reality-show

دوشنبه 22 شهریور 1395

نامەیەک سەبارەت بە هونەر

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

بەشی ئەوەلی نامە

هەر وەک ئەو نووسراوەیەم بە نامە ناساندوە دەمهەوێ لە ئەوەل را ئاشکرای بکەم پێویست نازانم کە ئەو نووسراوەیە بیهەوێت سەبارەت بە هونەر باسی هەموو قۆناغەکانی بکات و ئەوەش نە لە توانای من دایە و نە قەول وایە کەسێک پەیدا ببێت کە بو ئاخرین جار قسە لەسەر هونەر بکات و تا ئەبەد کێشەکانی هونەر دوایی بێت. لاکان پەیوایە کە نامەی راستەقینە قەت نەناردراوە و نامەی راستەقینە نامەیەکە کە دوای نووسینی دەدرێ یان فڕێ دەدرێت و یان باشتر وایە بلێم قەت نانووسرێت ، بەڵام من بە پێچەوانە لام وایە کە خودی نامە و فەرمی نامە و ئەو پێوەندییەی کە لە نێوان نووسەر و خوێنەری نامەدا ساز دەبێت، ئەو خراپ و چاک تێگەییشتن لە نامە و تەواوی ئەو هەواڵانەی کە لە نامەکەدان و هەستێک لە ناو خوێنەر دا ساز دەکات – کە ئەو هەستە هیچ جودا لە هەستی خودی نووسەر نیە و گوژم و هێزی جەستەی خودی نووسەرن کە خویان لە ناو ووشەکان دا شاردوتەوە و بە رای من ووشە قەت ناتوانە هەموو هێزی جەستە لەناو خویدا سوار بکات – خودی راستیە. بەڵام من بەتەمام کە ئەو نامەیە لە ناو قدویەکی شووشە باوێم و فڕەی بدەمە ناو دەریایەک و تێنەگەم کە بەدەست کێ دەکەوێت ، چوون لام وایە ئەوجوورە ئاساتر دەتوانم قسە بکەم.
ئەو شتەی کە ئەمرۆ بە هونەر دەیناسین بەرهەمی دونیای مۆدێرنە ، من دەمهەوێ نێوان کاری هونەری (نەک هونەر) و فۆلکلۆری ناوچە جێاوازیەک دابنێم. ئەگەرکوو ئەورۆش دەبینین کە هیندێکی زۆر لە کارە هونەریەکان ئاوەڕوودانەوەیک بەرەو مێژووی پێش سەردەمی مۆدێرن دەکەن خود کارێکی مۆدێرنە. بۆ نموونە ماموەستا حەسەن زیرەک ناوەڕۆکی کارەکانی فۆلکی کوردین بەلام ئەو دام و دەزگایەی کە حەسەن زیرەک تەیدا کاری دەکرد پێکهاتەیەکی مۆدێرنە. ماموەستا حەسەن زیرەک لە ڕادیۆ تاران و بەغداد و کرماشان دا گۆرانی دەکوت و موچەیەکی فەرمی لە لایان سەیتەرەی ڕادیۆ بۆ بڕابۆوە. خودی رادیو دەستکەوتێکی گەورەی دونیای مۆدێرنەو لەسەر پێشکەوتنی دونیای مۆدێرن زۆری کاریگەری هەبوە. لە لایێکی ترەوە کاری هونەری حەسەن زیرەک لەگەڵ فۆلکڵۆر بێژەکان زۆری جیاوازی هەیە ، رەنگە لە ناوەرۆکدا زۆر وەک یەک بچن بەڵام کەسێک کە لە دێهاتێک قامی دەخوێند ، ئەگەر فەقیر بووبا رەنگە بۆ شایی و مەجلیسان چووباو هیندێکیان پوول یان شتی پێویست بۆ کۆکردباوە، ئەگەریش فەقیر نەبوایە ڕەنگە هەر وا بۆ دڵی خۆی و خەلک خوێندبای. بەڵام چ فەقیر بوایە و چ فەقیر نەبوایە، نەدەکەوتە ناو هەڵ و مەرجی کاپیتالیستیەوە - . قسەی من ئەوەیە لەئاخر دا پێکهاتەی کۆمەلایەتی و هەڵ و مەرجی ئابووری سەردەم و ناوچەیە کە کاریگەری زۆرتریان لەسەر هونەر هەیە تا ناوەرۆکی هونەر. 
ڕەنگە زۆر کەس بەو باوەرە بن کە کوردستان ئیستاکەش سەردەمی مۆدێرنی ئازموون نەکردووە ،من ماندوونەبونیی دەکەم لەو کەسانە کە خۆیان ماندوو کردوەو تا ئەو ئاستەی نامەکەیان خوێندەوە و باشتر وایە درێژە بە خوێندنەوە نەدەن. بە دەست پێ کردنی شۆرشگێری لە کوردستان لە سەردەمی مۆدێرن کە بە رای من لە سالەکانی ئەوەلی قۆرنەی ٢٠ دەست پێدەکات هیندێکی زۆر هونەرمەند لەگەڵ شۆرشەکان کەوتن و زۆرجار خۆیان شۆرشیان دەبردە پێش و کاریگەری زۆریان لەسەر مێژووی سیاسی کوردستان هەبوە – من لەو نامەیەدا نامهوێ مێژووی هونەرمەندانی کورد بنووسم کە ئەو کارە خۆی پێویستی بە کات و کەش و خوێندنەوەیەکی زۆری هەیە - ، بەلام سەبارەت بە گرینگی هونەر لەو سەردەمەدا دەبێ ئاماژە بەوە بکەین کە هونەرمەند هەم راستەوخە لە شۆرشی کوردی دا بو، هەم هونەرەکەی کە هەیبو – و پێش شۆرشەکانیش هەیانبو – بە سیاسەت گڕێی دەدا. موسیقای کوردی لەو سەردەمەدا شکلی گرت. بۆ نموونە ئێمە ناتوانین بە سیاچەمانە بلێین موسیقای کوردی چوون ناتوانە نوێنەری ناوچەی موکریان بێت، یان حەیرانی ناوچەی موکریان نوێنەری کوردی گۆران. بەڵام بە ناسیۆنالیزمی کورد موسیقای کوردی شکلی گرت هەر لەبەر ئەوەش لە ئەوەل را نێوان هونەری مۆدێرنی کوردی و سیاسەتی کوردی سەرەرای پێوەندی راستەقینە لە فەرمی سروود یان شێعری سیاسی پێوەندێکی نەهێنیش نێوان شێعر و موسیقای عاشقانەش لەگەڵ سیاسەتی کوردی پێکهات.
بەڵام هەروەک ناسیۆناڵیزمی کوردی نەیتوانی نوێنەری تەواوی کوردستان بێت، هونەری مۆدێرنی کوردیش نەیتوانی ئەو ئەرکە بەجێ بێنێت و تەنانەت لە درۆژم دا ئەو ئیدەعایەی هەیە. یەکێک لە رەخنە گەورەکانی کە لەسەر ناسیۆنالیزمە ئەوەیە کە دەیهەوێ خەڵکانێکی زۆر لە ژێر یەک زات (کورد بوون) لە دەوری خۆی کۆ بکاتەوە بە بێ ئەوەی جیاوازێکانی ئەو خەڵکانە بەرچاو بگڕێت ، وەک جیاوازی چینایەتی، جێندەری و ... ناسیۆنالیزمی کوردی ویستویەتی نواندنەوەی (Representation) هەموو خەڵکی کوردستان و داواکانییان بێت – لەو نامەیەدا بە پێویست نازانم ناسیۆنالیزمی کوردی و قەیرانەکانی شرۆڤەی بکەم - . ێینجا خودی نواندنەوە هەم لە پڕاتیکدا و هەم وەک تێگەیەکی فەڵسەفی کۆمەلایەتی تووشی قەیران بووە. نواندنەوە وەک تێگەیەک تەواوی سووژەکانی وەک یەک چاو لێدەکات. نیتچە پەیوایە کە یەک تەنیا یەک نیە و پڕە لە شتی جۆراوجۆر، یەکێک ڵەگەڵ یەکی دیکە پڕە لە جیاوازی .

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :