تبلیغات
کریتیک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کریتیک

ساختن ناخودآگاه‌های انقلابی!

چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396

مرۆڤیش شتێکی ئەوها نیە

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

مانگ گەرچی سارد و سڕە
بەڵام ، هەمووشەو دێتە دی
پیاو هەموو ئەو شتەیە کە دەبێ تێک بشکێت
مرۆڤیش شتێکی ئەوها نیە

جوورە بەیانیەک هاتووە هەڵم دەستێنێت لە خەو
 هەموو شتێکم لەبیرە و
بەڵام، نە شلێژاوم نە قووڕوەسەر
تەنیا جارجار بڕیسکەیەک لە ناو زگماو دێتە بەرەو سەرێ
کە دەگاتە ناو سینگم 
هیندێک رادەوەستێ و ئینجار دەتۆقێتەوە

ئاخڕین جار کە رۆیشت پەی کوتم
تازە من نابمە ئەو کەسە کە تۆ ناسیت
منیش سەرێکم لاقاند و سەرێکم بەرداوە
و کوتی راستت دەوێ ؟
تو چیت کە خۆشم بوێ؟
جا خۆ راستە، ترسی منیش هەر ئەوەیە
جاخۆ من چیم ؟
هەموو ناخۆشی مرۆڤ بوون، هەر ئەوەیەو
دەستەوئەژنۆ بوون عیلاجی نیە
بوون عیلاجی نیە
"ببین بە" عیلاجی نیە
عیلاجیش بوونی نیە

جا دەمکووت
پیاو هەموو ئەو شتەیە کە دەبێ تێک بشکێت
مرۆڤیش شتێکی ئەوها نیە
هەست نەکەین دونیا لەبەر ئێمە راوەستاوە و
هەست مەکەن دونیا ماوە
ئێمە تەنیا ژمارەیەکی تۆری کۆمەڵایەتی و وشەنهێنین
نە جەستەیەو نە رووحی تیاماوەو
نە گڕی تێ بەر دەبێ و
نە ئەو کات کە شێتمان دەکات
ئاوێکی ساردمان دەداتێ

بە ڕای ئێوە چی دەقەومێت ئەو کات
کە ماسی چیتر ئاوی ناوێت
پشیلەکان زبڵیان ناوێ و 
سەگەکانیش ناقوولێنن
چی دەقەومێت
کە باران هۆی ستڵ و جەمەو
نەک ڕازاوەندنەوی جێ ژوان
کە ڕەشەبا هێزی نابێ و
تاڤگە خۆی ئیشک دەکات و 
هەرچی رەنگە خۆ دەکووژێت؟

سەبارەت بەوە با بڵێم بەداخەوە
هۆشمان زۆرەو
زانیاری کەم ناهێنین
زۆر ناخۆشە بزانیت تۆ بۆچی بە کار نایەیت و 
ئەوەی دیکەش بزانێت خۆشی هەر بە کار نایەت و 
کۆمەڵگاکانیش بزانن
نەک لە ژوور و نەک لە دەر
هیچی چاکیان باس ناکەن

ئێمە ئەوەمان نیە
گەرانەوەی ئەبەدی
مانگ گەرچی سارد و سڕە
بەڵام ، هەمووشەو دێتە دی


دوشنبه 16 اسفند 1395

عمل خلاق چیست ؟ - دلوز

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

عمل خلاق چیست ؟

ژیل دلوز

- ترجمە از دیاکو 

بگذارید بگوییم کە اطلاعات چە هست، سیستم کنترل کنندەای از نظم-کلمات کە درون جامعەای مشخص استفادە می شود. کار هنری چە کاری می تواند با آن داشتە باشد؟ بیاید دربارەی کارهای هنری صحبت نکنیم ، بلکە سرآخر بگوییم کە یک ضداطلاعات وجود دارد. در زمان هیتلر، یهودی هایی کە از آلمان می رسیدند اولین کسانی بودند کە  دربارەی ضداطلاعات [انجام دادن] درون اردوگاههای کار اجباری با ما سخن گفتند. ما باید اذعان کنیم کە ضداطلاعات هیچگاه برای انجام هیچ کاری کافی نبودە است. هیچ ضداطلاعاتی هیتلر را نیازردەاست. بە جز یک مورد. کدام مورد؟ این آن چیز مهم است. ضداطلاعات تنها زمانی موثر است - و این طبیعت اش است - کە بە یک عمل مقاومتی تبدیل شود.یک عمل مقاومتی ، امری اطلاعاتی یا ضداطلاعاتی نیست. ضداطلاعات تنها زمانی موثر است کە تبدیل بە یک عمل مقاومت شود.
چە رابطەای میان کار هنری و ارتباطات وجود دارد؟ هیچ . یک کار هنری یک وسیلەی ارتباطی نیست. یک کار هنری هیچ کاری ندارد کە با ارتباطات انجام دهد. یک کار هنری شامل کمترین بیت اطلاعاتی هم نیست. در واقع، یک رابطەی وابستە میان کار هنری و عمل مقاومت وجود دارد.کاری برای انجام دادن با اطلاعات و ارتباطات بە عنوان عمل مقاومت ، هست .این رابطەی مرموز میان کار هنری و عمل مقاومت هنگامی کە مردان و زنانی کە مقامت می کنند،[در حالی کە] هیچ کدام نە وقتش را دارند و نە الزامات فرهنگی معمولا کمترین ربطی بە هنر دارند، چیست ؟ من نمی دانم. مالرو (Andre Malraux ) یک مفهوم فلسفی قابل تحسین را توسعە داد. او چیز بسیار سادەای دربارەی هنر گفت. او گفت کە هنر تنها چیزی است کە در مقابل مرگ مقاومت می کند. بیاید بە آغاز برگردیم: کسی کە کار فلسفی می کند چە کاری انجام می دهد؟ آنها مفاهیم را می سازند. من فکر می کنم کە این شروع (تولد) یک مفهوم فلسفی شگرف است. دربارەی آن فکر کنید... چە چیزی در برابر مرگ مقاومت می کند؟ تنها لازم است بە یک مجسمەی متعلق بە ٣ هزار سال قبل از عصر حاضر نگاه کنید تا بفهمید کە جواب مالرو تا چە حد شگرف است. بعد از این ما می توانیم بگوییم - البتە نە بە خوبی آن - نظرگاهی کە ما دربارەی آن تامل می کنیم ، [این است] کە هنر مقاومت می کند ، حتی اگر تنها چیزی نباشد کە مقاومت می کند. از این رو میان عمل مقاومت و یک کار هنری رابطەی نزدیکی برقرار است. هر عمل مقاومتی یک کار هنری نیست، حتی اگر درون یک روش خاص، همان باشد. و هر کار هنری یک عمل مقاومت نیست حتی اگر باز درون یک روش خاص ، همان باشد.



نگاهی بە مورد استراب ها (Straubs) بیاندازیم، برای مثال ، زمانی کە آنها عمل قطع ارتباط صدا و تصویر را انجام می دهند. آنها رویکردی بە این صورت دارند: صدا  برمی‌خیزد ، برمی‌خیزد ، برمی‌خیزد و آن چیزی است کە دربارەی عبورِ از زیرِ برهنەگی [و عریانی] صحبت می کند، یک زمین خالی از سکنە کە تصاویر بە ما نشان می دهند، تصویری کە هیچ کاری برای انجام دادن با صداتصویر (sound image) ندارد. این امر بیانی برخواستە در هوا چیست در حالی کە ابژەاش زیرِ جهان عبور می کند؟ مقاومت. عمل مقاومت. و در همەی کارهای استرابها، امر بیانی یک عمل مقاومت است. از فیلم Moses تا آخرین جملە کافکا  Not Reconciled یا باخ - بە ترتیب بە آنها اشارە نمی کنم - . امر بیانیِ باخ موسیقی اوست کە یک عمل مقاومت است، یک مبارزەی فعالانە علیە تفکیک امر کفر آمیز و امر مقدس. عمل مقاومت در موسیقی با یک گریە تمام می شود. درست مانند گریەای کە در اپرای Wozzeck وجود دارد، درون باخ نیز وجود دارد : " بیرون! بیرون! برو بیرون! نمی خواهم ببینمت!" هنگامی کە استرابها یک تاکید را درون این گریە جای میگذارند، در گریەی باخ، یا گریەی پیرزن اسکیزوفرنیایی در فیلم Not Reconciled ، آن را بە دو جنبە حساب می کنند. عمل مقاومت دو چهرە دارد.یکی انسان و دیگری کار هنری است. تنها عمل مقاومت در مقابل مرگ مقاوت می کند، یا بە عنوان یک کار هنری یا بە عنوان مبارزەی انسان.
 چە رابطەای میان مبارزەی انسانی و کار هنری وجود دارد؟ نزدیکترین جواب و در کل برای من، مرموزترین رابطە ای کە وجود دارد دقیقا آن چیزی است کە پاول کلە (Paul Klee) گفت : " می دانی، مردم از دست رفتەاند." مردم از دست رفتەاند و درهمان حال، آنها از دست نرفتەاند. مردم از دست رفتەاند یعنی اینکە وابستگی بنیادی میان یک کار هنری و مردمی کە هنوز وجود ندارند (هنوز شکل نگرفتەاند)، هیچگاه شفاف نبوده است.کار هنری ای وجود ندارد کە مردمی را کە هنوز وجود ندارند را فرانخواندە باشد.

*این متن  گزیدەای از کتاب Two Regimes of Madness: Texts and Interviews 1975-1995 می باشد، کە قسمت ترجمە شدە بە صورت PDF در سایت http://straub-huillet.com/ قابل دسترس است.  ? What is the Creative Act 
** مترجمان بە انگلیسی : Ames Hodges and Mike Taormina
*** ترجمە نیاز بە ویرایش دارد.

دوشنبه 16 اسفند 1395

" مرزهای میان سیاست و شوی واقعی عوض شدەاند." بیفو

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

فرانکو بیفو براردی دربارەی رقابت ریاست جمهوری آمریکا بە عنوان یک شوی واقعی
ترجمە: دیاکو

بعد از تابستان تحقیرآمیز یونان، پاییز دست رد زدن بە سینەی مهاجران رسید، بعد زمستان تجزیەی اروپا و در آخر بهار دونالد ترامپ.
نمی دانم کە ترامپ انتخابات نوامبر را برندە می شود یا نە، اینطور فکر نمی کنم، با اینکە نظرسنجی ها اختلاف جزئی میان ترامپ و کلینتون را نشان می دهند. در هرصورت صعود چشمگیر او نیاز بە فهمیدە شدن دارد.

بیایم از قبل ترها شروع کنیم. برای کارگران آلمانی، فقر و تحقیر توسط تجاوز مالی انگلو-فرانسوی اتفاق افتاد، هیتلر گفت : شما نە استثمار شدەاید و نە کارگران بیکار شدە  هستید، شما آریایی های پیروزمند هستید. ناسیونال سوسیالیسم از این تغییر در ادراک [و فهم] بیرون آمد.
تغییر مشابە خود-ادراکی و چشم انداز سیاسی ارائە شدە امروزە توسط یک محدودەی وسیع از ترامپ بە پوتین و [همچنین] شامل کاتزیسنکی، اُربان ، لوپن، بوریس جانسون و... آنها برای فقیر کردن کارگران اروپایی-امریکایی بە سادگی می گویند : " فکر کردن بە خودتان را بە عنوان کارگران شکست خوردە متوقف نمایید، بە خودتان بە عنوان نژاد سفید پوست دوبارە برخواستە فکر کنید."
دینامیک هایی کە ناسیونالیسم سوسیالیسم را بە قدرت رساند دوبارە راه اندازی شدە اند. ضمنا ، در حوزە مدیترانە، نظم استعماری قدیمی در حال سقوط است. رکود و فقیر شدن همزمان طبقەی کارگر سفیدپوست و ذوب شدن نظم ژئوپلتیک یک فرم اصیل از خشونت ناسیونالیسم سفیدپوستی را تولید کردە است.
ترامپ و رشد نیروهای راست افراطی در اروپا، یک سوبژکتیویتە در رابطە با هویت استعماری و نژادی را می پرورانند کە آن را بە عنوان نتایج اقتصادی، جمعیتی و ژئوپلتیکی در حال زوال خودشان، متداول کردەاند . نزاع درازمدت بین جهانی‌شدن نئولیبرالی و ناسیونالیست ضدجهانی‌شدن بە سمت یک فاجعە می رود.
اوباما بە سوال روزنامەنگارانی کە دربارەی پیروزی ترامپ در حزب جمهوری خواه پرسیدە بودند ، با طنز هوشمندانەای جواب دادە بود : " ما دربارەی سرگرمی حرف نمی زنیم، این یک شوی واقعی نیست، این رقابتی است برای ریاست جمهوری ایالات متحدە..." متاسفانە، اوباما اشتباه می کند. مرزهای میان سیاست و شوی واقعی عوض شدەاند. و عقلانیت سیاسی مدرن بە نظر می رسد کە از فهمیدن این [نوع] رقابت برای ریاست جمهوری ایالات متحدە ناتوان است، در واقع، یک شوی واقعی است. اوباما تبدیل بە کاراکتر شوی‌ای شدە است کە ترامپ در راه آن است کە کارگردانی اش را بەە عهدە بگیرد.
ایتالیایی ها قبلا تجربە این مخلوط نمایش مسخرە و اقتدارگرایی را داشتەاند. برلوسکونی با یک کمپین تبلیغاتی تجاری بە صحنە آمد کە مبنای اش دو واژە از فرهنگ فوتبال بود : برو جلو ایتالیا (Forza Italia) .  در این مورد نیز سیاست مداران قبلی نظری طنزآمیزانە داشتند، کە انتخابات سرگرمی نیست. در مارچ ١٩٩٤ ، برو جلو ایتالیا (Forza Italia) انتخابات را برد، و زبان سیاسی را برای همیشە تغییرشکل داد.
سیاست مداران سنتی فکر می کنند کە سیاست یک گفتمانِ شامل همەی حوزەهای عمومی است، کە تبلیغات تنها زیرمجموعەای خاص از این گفتمان عمومی است. با این حال برلوسکونیی نشان داد کە سیاست اکنون یک زیرمجموعە از گفتمان رسانە است.
پیروزی ترامپ از منظر سیاسی غیرقابل توضیح است. با این حال آنهایی کە در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان بە او رای دادند و آنهایی کە شاید در نوامبر بە او رای می دهند، بە عرصە سیاسی تعلق ندارند، بلکه بە عرصەی رسانەی شوی واقعی تعلق دارند.
اوباما در طی سفرهای دیپلماتیک‌اش در آسیا ، بە متحدان سیاسی اش، آنهایی کە از بیانات ترامپ تنفر داشتند، اطمینان داد و گفت ،" کسی کە چنین نظراتی را بیان کردە است چیز زیادی دربارەی سیاست خارجی و سیاست اتمی و در کل، دربارەی جهان نمی داند."
بدیهی است کە اوباما راست می گوید : ترامپ پر از حماقت است کە از منظر تاریخی، اقتصادی و انسان شناسانە نسبت بە چیزی کە دربارەاش حرف میزند، جاهل است ، اما بە نظر می رسد اوباماا بی توجە بە این قضیە است کە در دورەی معاصر، حماقت و جهالت مانعی در راه رسیدن بە قدرت[سیاسی] نیست.
آمریکایی ها دوبار بە فردی رای دادند کە باور داشت طالبان تبدیل بە یک گروه راک می شود. تا زمانیکە طالبان با یک حملەی هوایی بە برج های منهتن وارد شد. آن فرد تاریخ جهان را تغییر داد، جنگی نامتناهی را شروع کرد کە بخش وسیعی از جهان را نابود کرد. ما باید کاملا فهمیدە باشیم کە حماقت پتانسیل بالایی دارد هنگامی کە سُکانش  بە وسیلەی تحقیر و ناامیدی راندە شود.
جَزم نئولیبرالی اکثریت کارگران غربی را ناامید کردە است. و تا زمانی کە  چپ نیز خود شریک تجاوزات مالی می باشد، آنها نمی توانند بە عنوان کارگران استثمارشدە شورش کنند.
در ١٩٣٣ ، کارگران آلمانی بە حزبی رای دادند کە آنها را آریایی های سفید پوست و آلمانی خواندە بود، و بە حزبی کە اعلام داشتە بود کە یهودی ها و مردمان رومانی دشمنان ابدی شان است. امروز کارگران اروپایی-آمریکایی می خواهند بحث های ترامپ ، همراه با پوتین ، لوپن و بوریس جانسون را بشنوند. آنها می خواهند کە بە آنها گفتە شود از نژاد برتر هستند ، و بر مهاجرین غالب و برتر هستند. و آنها را در اردوگاه های کار اجباری در امتداد تمامی سواحل مدیترانە محدود نمایند.
اکنون، همەی ما خوشحال هستیم زیرا کە در انتخابات ریاست جمهوری اتریش، راست افراطی تنها برندەی ٤٩.٧% آرا بود. [شرکت] مورگان استنلی کشورهای اروپایی را برای پیادەسازی کامل بازار آزاد بە تغییر قوانین شان ترغیب می کند. مرکل، اولاند ، والز و دیگر متحدانشان بدون تاخیر و با عجلە بە انجام دستورات سیستم بانکی، اطاعت می کنند.
آنها با بدترین شکل در حال سنگ فرش کردن راه هستند، آیا این را می دانند؟

منبع : http://www.versobooks.com/blogs/2665-the-borders-between-politics-and-reality-shows-have-shifted-franco-berardi-on-the-us-presidential-race-as-reality-show

دوشنبه 22 شهریور 1395

نامەیەک سەبارەت بە هونەر

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

بەشی ئەوەلی نامە

هەر وەک ئەو نووسراوەیەم بە نامە ناساندوە دەمهەوێ لە ئەوەل را ئاشکرای بکەم پێویست نازانم کە ئەو نووسراوەیە بیهەوێت سەبارەت بە هونەر باسی هەموو قۆناغەکانی بکات و ئەوەش نە لە توانای من دایە و نە قەول وایە کەسێک پەیدا ببێت کە بو ئاخرین جار قسە لەسەر هونەر بکات و تا ئەبەد کێشەکانی هونەر دوایی بێت. لاکان پەیوایە کە نامەی راستەقینە قەت نەناردراوە و نامەی راستەقینە نامەیەکە کە دوای نووسینی دەدرێ یان فڕێ دەدرێت و یان باشتر وایە بلێم قەت نانووسرێت ، بەڵام من بە پێچەوانە لام وایە کە خودی نامە و فەرمی نامە و ئەو پێوەندییەی کە لە نێوان نووسەر و خوێنەری نامەدا ساز دەبێت، ئەو خراپ و چاک تێگەییشتن لە نامە و تەواوی ئەو هەواڵانەی کە لە نامەکەدان و هەستێک لە ناو خوێنەر دا ساز دەکات – کە ئەو هەستە هیچ جودا لە هەستی خودی نووسەر نیە و گوژم و هێزی جەستەی خودی نووسەرن کە خویان لە ناو ووشەکان دا شاردوتەوە و بە رای من ووشە قەت ناتوانە هەموو هێزی جەستە لەناو خویدا سوار بکات – خودی راستیە. بەڵام من بەتەمام کە ئەو نامەیە لە ناو قدویەکی شووشە باوێم و فڕەی بدەمە ناو دەریایەک و تێنەگەم کە بەدەست کێ دەکەوێت ، چوون لام وایە ئەوجوورە ئاساتر دەتوانم قسە بکەم.
ئەو شتەی کە ئەمرۆ بە هونەر دەیناسین بەرهەمی دونیای مۆدێرنە ، من دەمهەوێ نێوان کاری هونەری (نەک هونەر) و فۆلکلۆری ناوچە جێاوازیەک دابنێم. ئەگەرکوو ئەورۆش دەبینین کە هیندێکی زۆر لە کارە هونەریەکان ئاوەڕوودانەوەیک بەرەو مێژووی پێش سەردەمی مۆدێرن دەکەن خود کارێکی مۆدێرنە. بۆ نموونە ماموەستا حەسەن زیرەک ناوەڕۆکی کارەکانی فۆلکی کوردین بەلام ئەو دام و دەزگایەی کە حەسەن زیرەک تەیدا کاری دەکرد پێکهاتەیەکی مۆدێرنە. ماموەستا حەسەن زیرەک لە ڕادیۆ تاران و بەغداد و کرماشان دا گۆرانی دەکوت و موچەیەکی فەرمی لە لایان سەیتەرەی ڕادیۆ بۆ بڕابۆوە. خودی رادیو دەستکەوتێکی گەورەی دونیای مۆدێرنەو لەسەر پێشکەوتنی دونیای مۆدێرن زۆری کاریگەری هەبوە. لە لایێکی ترەوە کاری هونەری حەسەن زیرەک لەگەڵ فۆلکڵۆر بێژەکان زۆری جیاوازی هەیە ، رەنگە لە ناوەرۆکدا زۆر وەک یەک بچن بەڵام کەسێک کە لە دێهاتێک قامی دەخوێند ، ئەگەر فەقیر بووبا رەنگە بۆ شایی و مەجلیسان چووباو هیندێکیان پوول یان شتی پێویست بۆ کۆکردباوە، ئەگەریش فەقیر نەبوایە ڕەنگە هەر وا بۆ دڵی خۆی و خەلک خوێندبای. بەڵام چ فەقیر بوایە و چ فەقیر نەبوایە، نەدەکەوتە ناو هەڵ و مەرجی کاپیتالیستیەوە - . قسەی من ئەوەیە لەئاخر دا پێکهاتەی کۆمەلایەتی و هەڵ و مەرجی ئابووری سەردەم و ناوچەیە کە کاریگەری زۆرتریان لەسەر هونەر هەیە تا ناوەرۆکی هونەر. 
ڕەنگە زۆر کەس بەو باوەرە بن کە کوردستان ئیستاکەش سەردەمی مۆدێرنی ئازموون نەکردووە ،من ماندوونەبونیی دەکەم لەو کەسانە کە خۆیان ماندوو کردوەو تا ئەو ئاستەی نامەکەیان خوێندەوە و باشتر وایە درێژە بە خوێندنەوە نەدەن. بە دەست پێ کردنی شۆرشگێری لە کوردستان لە سەردەمی مۆدێرن کە بە رای من لە سالەکانی ئەوەلی قۆرنەی ٢٠ دەست پێدەکات هیندێکی زۆر هونەرمەند لەگەڵ شۆرشەکان کەوتن و زۆرجار خۆیان شۆرشیان دەبردە پێش و کاریگەری زۆریان لەسەر مێژووی سیاسی کوردستان هەبوە – من لەو نامەیەدا نامهوێ مێژووی هونەرمەندانی کورد بنووسم کە ئەو کارە خۆی پێویستی بە کات و کەش و خوێندنەوەیەکی زۆری هەیە - ، بەلام سەبارەت بە گرینگی هونەر لەو سەردەمەدا دەبێ ئاماژە بەوە بکەین کە هونەرمەند هەم راستەوخە لە شۆرشی کوردی دا بو، هەم هونەرەکەی کە هەیبو – و پێش شۆرشەکانیش هەیانبو – بە سیاسەت گڕێی دەدا. موسیقای کوردی لەو سەردەمەدا شکلی گرت. بۆ نموونە ئێمە ناتوانین بە سیاچەمانە بلێین موسیقای کوردی چوون ناتوانە نوێنەری ناوچەی موکریان بێت، یان حەیرانی ناوچەی موکریان نوێنەری کوردی گۆران. بەڵام بە ناسیۆنالیزمی کورد موسیقای کوردی شکلی گرت هەر لەبەر ئەوەش لە ئەوەل را نێوان هونەری مۆدێرنی کوردی و سیاسەتی کوردی سەرەرای پێوەندی راستەقینە لە فەرمی سروود یان شێعری سیاسی پێوەندێکی نەهێنیش نێوان شێعر و موسیقای عاشقانەش لەگەڵ سیاسەتی کوردی پێکهات.
بەڵام هەروەک ناسیۆناڵیزمی کوردی نەیتوانی نوێنەری تەواوی کوردستان بێت، هونەری مۆدێرنی کوردیش نەیتوانی ئەو ئەرکە بەجێ بێنێت و تەنانەت لە درۆژم دا ئەو ئیدەعایەی هەیە. یەکێک لە رەخنە گەورەکانی کە لەسەر ناسیۆنالیزمە ئەوەیە کە دەیهەوێ خەڵکانێکی زۆر لە ژێر یەک زات (کورد بوون) لە دەوری خۆی کۆ بکاتەوە بە بێ ئەوەی جیاوازێکانی ئەو خەڵکانە بەرچاو بگڕێت ، وەک جیاوازی چینایەتی، جێندەری و ... ناسیۆنالیزمی کوردی ویستویەتی نواندنەوەی (Representation) هەموو خەڵکی کوردستان و داواکانییان بێت – لەو نامەیەدا بە پێویست نازانم ناسیۆنالیزمی کوردی و قەیرانەکانی شرۆڤەی بکەم - . ێینجا خودی نواندنەوە هەم لە پڕاتیکدا و هەم وەک تێگەیەکی فەڵسەفی کۆمەلایەتی تووشی قەیران بووە. نواندنەوە وەک تێگەیەک تەواوی سووژەکانی وەک یەک چاو لێدەکات. نیتچە پەیوایە کە یەک تەنیا یەک نیە و پڕە لە شتی جۆراوجۆر، یەکێک ڵەگەڵ یەکی دیکە پڕە لە جیاوازی .

یکشنبه 2 خرداد 1395

درون کابین تنهاییِ زندگی‌هایمان

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

درون کابین تنهاییِ زندگی‌هایمان
فرانکو براردی (بیفو)  
درباره‌ی سقوط هواپیمای ژرمن‌وینگز  
مترجم : دیاکو (ڕێگا)

به‌ نظر می‌رسد که‌ خلبان جوان آندریاس لوبیتز  کسی که‌ همراه با هواپیمای مملو از سرنشینان بی‌گناه به‌ صخره‌های کوهستان اصابت کرد، گواهی پزشکی افسردگی خود را از کارفرمایش [شرکت] لوفت‌هانزا  مخفی کرده‌ است .البته‌ این حادثه‌ بسیار ناگوار است، اما کاملا قابل فهم : توربو-کاپیتالیسم  کارگرانی را که‌ به‌ دلایل سلامتی و بهداشت مرخصی می‌گیرند، نمی‌پسندد و اغلب از ارجاع دادن [کارگران برای مرخصی] به‌ افسردگی بیزار است.
افسرده‌ ، من ؟ حتی این مسئله‌ را ذکر هم نکنید. من  حالم خوبه‌، من کاملا کارآمد، خوشحال، پویا و با انرژی هستم و روحیه‌ی رقابتی بسیار بالایی دارم. من هر روز صبح به‌ دویدن می‌روم و تمام وقت [برای کار کردن] در دسترس هستم. بدانید که‌ این فلسفه‌ی خطوط هوایی ارزان قیمت و فلسفه‌ی اقتصاد کاملا قانون‌زدایی  شده‌ می‌باشد که‌ در آن  هرکسی برای زنده‌ ماندن ،خواستار آن است که‌ همیشه‌ بهترین باشد.
بعد از این خودکشی ای که‌ منجر به‌ کشتار جمعی شد، شرکت های هواپیمایی دست به‌ بررسی مجدد شرایط روانی نیروی کارشان خواهند زد. خلبانان نباید مجنون، افسرده‌، مالیخولیایی یا مضطرب باشند. و درباره‌ی راننده‌های اتوبوس،پلیس ها، کارگران فولاد و معلمان مدارس چطور؟ همه آنهایی که‌ از افسردگی رنج می‌برند‌ موضوع معاینات روانی می‌شوند تا شناسایی شده‌ و از بازار کار اخراج شوند.
در واقع ایده‌ی خوبی است، به‌جز اینکه‌ اکثریت قاطعی از جمعیت باید به‌ مرخصی بروند. آسان است تا کسانی را که‌ رسما برچسب بیماری های روانی خورده‌اند را مورد توجه‌ قرار داد، اما چه می شود اگر همه‌ آنهایی که‌ از ناخوشنودی ها رنج می‌برند، [و] سعی می‌کنند  آرام باشند یکباره‌ در یک وضعیت خطرناک دست به‌ خشونت بزنند؟ کار بسیار سختی است که‌ ناخوشنودی و افسردگی درآستانه‌ی پرخاشگری را از هم تمیز داد، [و درحالی که‌] نسبت مردمی که‌ از یاس و ناامیدی رنج می‌برند [روز به‌ روز] افزایش می‌یابد. فرکانس آسیب شناسی روانی در چند دهه‌ی گذشته‌ رو به‌ افزایش بوده‌ است، و با توجه‌ به‌ [آمار] سازمان های جهانی سلامت و بهداشت، میزان خودکشی در چهار دهه‌ی اخیر 60% افزایش یافته‌ است ، و به‌ طرز خطرناکی میان جوانان[رواج داشته‌ است].
چه‌ چیزی در این چهار دهه‌ مردم را سوق داده‌ است تا با کمال میل سگِ سیاه‌  [منظور افسردگی] را در اغوش گیرند؟ در اینجا رابطه‌ای میان افزایش موج تمایل به‌ خودکشی ، و جشن پیروزی اعمال فشار نئولیبرالیسم به‌ رقابت، وجود دارد. و نیز میان گسترش تزلزل و ضعف روانی و انزوای نسلی که‌ فقط از طریق صفحه‌های متصل به‌ هم [منظور شبکه‌ های مجازی] همدیگر را ملاقات می‌کنند. 
به ازای هر فردی که‌ در اقدام به‌ خودکشی موفق می شود بیست نفر وجود دارند که‌ خودکشی های ناموفق داشته‌اند. ما باید اشاره‌ کنیم که‌ خودکشی اپیدمیک و همه‌گیر بر روی کره‌ی زمین در جریان است.
در اینجا شاید ژرفای توضیحات برخی از پدیده‌های هولناک عصر ما درون اصطلاحات سیاسی نهفته‌ باشند که‌ ما تمایل به‌ خوانش آن داریم، اما این امر توسط لنز سیاسی به‌ طور کامل محقق نمی‌شود. اول از همه‌ تروریسم معاصر باید به‌ مثابه‌ی گسترش شدید تمایل به‌ سرکوب خود، تفسیر شود. من می‌دانم که‌ شهید[شدن] (خودکشی تروریست) ظاهرا برای انگیزه‌های سیاسی، ایدئولوژیکی یا مذهبی انجام می‌شود. اما این تنها سطح بلاغی قضیه‌ است. باطن انگیزه‌ی خودکشی همیشه‌ یاس و ناامیدی، تحقیر شدن و فلاکت است. کسی که‌ تصمیم می‌گیرد تا زندگی‌اش را نابود کند کسی است که‌ زندگی را به‌ مثابه‌ ی امر غیرقابل تحمل تجربه‌ کرده‌ است، و فکر می‌کند که‌ مرگ تنها راه خلاصی یافتن است، و  کشتار و قتل و عام را تنها راه انتقام از کسانی که‌ او را فریب دادند و تحقیر و تهمت‌بار کردند، می‌داند.
نزدیک‌ ترین دلیلی که‌ موج خودکشی ها و مخصوصا در خودکشی هایی که‌ منجر به‌ کشتار و قتل و عام می‌شوند [را تبیین می‌کند]، تبدیل شدن زندگی اجتماعی به‌ کارخانه‌ی ناخوشنودیی  است که‌ انگار خلاصی از آن غیرممکن است. فرمان به‌ برنده‌ بودن، با آگاهی از اینکه‌ برنده‌ شدن غیرممکن است، به‌ این معنی است که‌ تنها راه برنده‌ شدن (حداقل برای یک لحظه‌) ویران کردن زندگی دیگران است پس اقدام به‌ خودکشی صورت می‌گیرد.
آندریاس لوبیتز خود را درون آن کابین [هواپیما] اسفبار مبحوس کرد چرا که‌ رنج کشیدنش برای او غیرقابل تحمل شده‌ بود، و به‌خاطر اینکه‌ همکارانش، مسافران و همه‌ هستی انسانی روی زمین را به‌ گناهکار بودن در رنج هایش،مقصر می‌دانست. او آنچه‌ را که‌ می‌خواست انجام داد چرا که‌ او نتوانست از شر ناخوشنودی هایی که انسان معاصر از زمانی که‌ در چنگال تبلیغات‌ها با ‌[فرمان] اجباری شاد بودن، شروع به‌ بمباران کردن ذهن اجتماعی کرده‌ اند، گیر کرده‌ است، رهایی یابد. و انزوای دیجیتالی نیز تحریک‌های عصبی را تکثیر، و بدن ها را درون قفس صفحه [نمایشگرها]‌ زندانی کرده‌ است، و کاپیتالیسم مالی همه‌ را در شرایط کار نا‌‌‌‌‌‌امن و متزلزل در ازای دستمزدِ اسفبار، وادار به‌ کار بیشتر و بیشتر کرده‌ است.


منبع : http://www.versobooks.com/
مقاله‌ی : http://www.versobooks.com/blogs/1932-in-the-lonely-cockpit-of-our-lives-franco-bifo-berardi-on-the-germanwings-crash

پانویس ها

1-   Franco 'Bifo' Berardi فرانکو براردی که‌ در میان رفقایش به‌ بیفو معروف است، متولد 2 نوامبر سال 1948، شهر بولونیا ایتالیا می باشد. بیفو تئورسین و فعال مارکسیست-اتونومیست می باشد که‌ آثار او بیشتر درباره‌ی نقش رسانه‌ و تکنولوژی اطلاعات درون کاپیتالیسم پساصنعتی می باشد. از او در ایران مقاله‌ای درون کتاب "موزه‌ یک کارخانه‌ است" چاپ شده‌ است.
 2-  پرواز شماره ۹۵۲۵ ژرمن‌وینگز: یک پرواز مسافری برنامه‌ریزی شده بین‌المللی از بارسلون به دوسلدورف بود. هواپیمای ایرباس ای۳۲۰ با ۱۴۴ مسافر، دو خلبان و چهار خدمه پروازی روز سه‌شنبه، ۲۴ مارس ۲۰۱۵ (۴ فروردین ۱۳۹۴) در نزدیکی یک پیست اسکی و روستایی، روستایی دورافتاده «بارسلونت» در دامنه کوه‌های آلپ فرانسه در حد فاصل شهرهای دینی و بارسلونت در ۱۰۰ کیلومتری شهر نیس در جنوب فرانسه سقوط کرد.

3-  آندریاس لوبیتز  (زاده ۱۸ دسامبر ۱۹۸۷ در مونتابائور – درگذشته ۲۴ مارس ۲۰۱۵ در پرا-اوت-بلِئون) کمک خلبان آلمانی شرکت ژرمن وینگز بود که در صبح روز سه‌شنبه، در سن ۲۷ سالگی یک هواپیمای مسافربری را – که خودش کمک خلبان آن بود و دقایقی هدایتش را بر عهده گرفته بود – بر فراز خاک فرانسه به کوه‌های آلپ زد و منجر به کشته شدن خود و دیگر سرنشینان هواپیمای مسافربری (در مجموع ۱۵۰ نفر) شد.وی مظنون به این است که این اقدام را بطور عمد انجام داده و تمایل به خودکشی داشته است.

4-   لوفت‌هانزا شرکت هواپیمایی حامل پرچم آلمان است، که به‌عنوان بزرگترین شرکت هواپیمایی جهان بر پایه میزان درآمد شناخته می‌شود. این شرکت همچنین با در اختیار داشتن ناوگانی از ۲۸۷ فروند هواپیمای جت مسافربری، دارای ششمین ناوگان هوایی جهان و بزرگترین ناوگان اروپا می‌باشد.

5-  turbo-capitalism
6-  perfectly deregulated economy
7-  Black Dog
8-  factory of unhappiness

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :