تبلیغات
کریتیک - به مناسبت 8 مارس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کریتیک

ساختن ناخودآگاه‌های انقلابی!

جمعه 18 اسفند 1391

به مناسبت 8 مارس

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

تابعیت زنان نه از ماهیت های زیست شناختی شان که تغییر ناپذیر انگاشته می شود، بلکه از تنظیمهای اجتماعی سرچشمه می گیرد که سابقه ای آشکار و قابل پیگیری دارند و می توان آنها را دگرگون کرد(انگلس – منشا خانواده   مالکیت خصوصی و دولت).

این یک نگاه طبیعیست که غالب مردم تصور میکنند تابعیت زنان از ابتدا بدین گونه بوده است و تا آخر هم باید اینگونه بماند. این نگاه یک نگاه غیر تاریخی و نادرست در مورد این قضیه است ، انگلس دوباره در منشا خانواده می افزاید که :

" جامعه با ادعای این که یک چنین ساختاری نهاد بنیادی همه ی جوامع بشری است، به این نظام خانوادگی مشروعیت میبخشد. حال آنکه به گواهی بیشتر شواهد باستانشناختی و انسانشناختی ، یک چنین داعیه ای دروغین است. در این دوران ماقبل تاریخ ، از این نوع ساختارهای خانوادگی هیچ اثری نیست. در این دوران ، انسانها در شبکه های گسترده ی خویشاوندی پیوند می خوردند – مانند تیره ، یا همگروهی گسترده ای از آدمهایی که پیوندهای خونی مشترکی با هم دارند. وانگهی ، این پیوندها تنها از طریق تبار زنانه قابل ردیابی بودند ، زیرا اثبات پیوند مستقیم شخص با مادرش بسیار آسانتر از پیوند با پدرش بود – به عبارت دیگر ، تیره مادرتبارانه بود. تیره مادرسالارانه نیز بود، زیرا در اقتصاد های ابتدایی مبتنی بر شکار و گردآوری غذا،زنان به خاطر داشتن کارکرد مستقل تعیین کننده ی اقتصادی به عنوان گردآورنده ، سازنده ، ذخیره کننده و توزیع کننده ی مواد ضروری ، از قدرت مهمی برخوردار بودند. این قدرت زنانه ، از طریق تنظیمهای زندگی اشتراکی ، اجتماعی و دسته جمعی ، کاربرد کالا ، پرورش فرزند و تصمیمگیری و نیز از طریق گزینش آزادانه و فاقد محدودیت شریک جنسی و عشقی هم از سوی زنان و هم از سوی مردان ، اعمال میشد"

اما زنان برای رهایی شان باید چه راهی را برای پیشبرد اهدافشان بکار گمارند ؟

این سوال را باید با یک تحلیل طبقاتی پاسخ گفت، زنان طبقه ی سرمایه دار هرچند که تحت تسلط و تملک شوهران سرمایه دار خود هستند اما تغییر وضع موجود مخصوصا تغییرات در مالکیت اموال را برنمی تابند و به قول رزای سرخ زن یک سرمایه دار انگل یک انگل است. حتی در صورت فعالیت برای رهایی زنان از سوی زنان طبقات بالا باید این انگاره مهم را دخیل دانست و حداکثر فعالیت آنها به یک سری اصلاحات در درون خود سیستم می انجامد. اما این در صورتی است که زنان طبقه ی کارگر وضعیتی متفاوت دارند، شوهرانشان استثمار میشوند و این استثمار تاثیر مستقیم بر این زنان میگذارد. زنان طبقات فرودست به خاطر منزلت اجتماعی پستتر شان دستمزد کمتری نسبت به مردان هم طبقه شان میگیرند و از آنجا که خود را  در حاشیه ی بخش مزدبگیران می انگارند، تشکل آنها در اتحادیه های کارگری دشوار است، بدین گونه آنها منبعی کم دردسر تر از مردان برای سود طبقات بالا به شمار می روند.

امروزه زنان اشتغال را یکی از راه های رهایی از اغلب محدودیت هایشان می دانند در صورتی که همین اشتغال زنان (مخصوصا در عصر سرمایه داری) ناچاری زنان طبقات فرودست برای تامین معیشت زندگیشان بود که به کارخانه ها سرازیر شدند و فضای اشتغال زنان امروزی مدیون این ناچاری اجباری زنان کارگر است ، که کاربرد همین اشتغال برای طبقات بالاتر کاملا متفاوت است.

در مورد جمله (زن یک کارگر برده ی یک برده است) باید گفت این جمله کاملا اشتباه است ، البته از دیدگاهی طبیعی (که اشاره کردم دیدگاهی نادرست است) میتوان آنرا با این استدلالها از قبیل قدرتنمایی مرد کارگر بر زنش در فضای خانه تبیین کرد ، اما آیا این تسلط مرد بر زن از سوی مرد کارگر در سطحی کلی تر در کنترل کارگران است یا نه ؟ قطعا نه . چرا که این تسلط در ساختارهای سیستم سرمایه داری نهفته است و فقط با از بین رفتن این سیستم میتوان شاهد از بین رفتن اینگونه تسلطها بود.

زنان برای رهاییشان از هرگونه بندی باید گام هایشان را با گامهای طبقه ی کارگر همساز سازند چرا که رهایی پرولتاریا رهایی بشریت است.

8 مارس را باید تبریک گفت و به امید آن روز که دیگر هیچ تبعیض جنسیتی در کار نباشد و نه تنها زنان بلکه تمامی انسانها رهایی یابند اما در این میان باید گامهای درست برداشت!

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :