تبلیغات
کریتیک - مطالب هفته سوم اسفند 1395

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کریتیک

ساختن ناخودآگاه‌های انقلابی!

دوشنبه 16 اسفند 1395

عمل خلاق چیست ؟ - دلوز

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

عمل خلاق چیست ؟

ژیل دلوز

- ترجمە از دیاکو 

بگذارید بگوییم کە اطلاعات چە هست، سیستم کنترل کنندەای از نظم-کلمات کە درون جامعەای مشخص استفادە می شود. کار هنری چە کاری می تواند با آن داشتە باشد؟ بیاید دربارەی کارهای هنری صحبت نکنیم ، بلکە سرآخر بگوییم کە یک ضداطلاعات وجود دارد. در زمان هیتلر، یهودی هایی کە از آلمان می رسیدند اولین کسانی بودند کە  دربارەی ضداطلاعات [انجام دادن] درون اردوگاههای کار اجباری با ما سخن گفتند. ما باید اذعان کنیم کە ضداطلاعات هیچگاه برای انجام هیچ کاری کافی نبودە است. هیچ ضداطلاعاتی هیتلر را نیازردەاست. بە جز یک مورد. کدام مورد؟ این آن چیز مهم است. ضداطلاعات تنها زمانی موثر است - و این طبیعت اش است - کە بە یک عمل مقاومتی تبدیل شود.یک عمل مقاومتی ، امری اطلاعاتی یا ضداطلاعاتی نیست. ضداطلاعات تنها زمانی موثر است کە تبدیل بە یک عمل مقاومت شود.
چە رابطەای میان کار هنری و ارتباطات وجود دارد؟ هیچ . یک کار هنری یک وسیلەی ارتباطی نیست. یک کار هنری هیچ کاری ندارد کە با ارتباطات انجام دهد. یک کار هنری شامل کمترین بیت اطلاعاتی هم نیست. در واقع، یک رابطەی وابستە میان کار هنری و عمل مقاومت وجود دارد.کاری برای انجام دادن با اطلاعات و ارتباطات بە عنوان عمل مقاومت ، هست .این رابطەی مرموز میان کار هنری و عمل مقاومت هنگامی کە مردان و زنانی کە مقامت می کنند،[در حالی کە] هیچ کدام نە وقتش را دارند و نە الزامات فرهنگی معمولا کمترین ربطی بە هنر دارند، چیست ؟ من نمی دانم. مالرو (Andre Malraux ) یک مفهوم فلسفی قابل تحسین را توسعە داد. او چیز بسیار سادەای دربارەی هنر گفت. او گفت کە هنر تنها چیزی است کە در مقابل مرگ مقاومت می کند. بیاید بە آغاز برگردیم: کسی کە کار فلسفی می کند چە کاری انجام می دهد؟ آنها مفاهیم را می سازند. من فکر می کنم کە این شروع (تولد) یک مفهوم فلسفی شگرف است. دربارەی آن فکر کنید... چە چیزی در برابر مرگ مقاومت می کند؟ تنها لازم است بە یک مجسمەی متعلق بە ٣ هزار سال قبل از عصر حاضر نگاه کنید تا بفهمید کە جواب مالرو تا چە حد شگرف است. بعد از این ما می توانیم بگوییم - البتە نە بە خوبی آن - نظرگاهی کە ما دربارەی آن تامل می کنیم ، [این است] کە هنر مقاومت می کند ، حتی اگر تنها چیزی نباشد کە مقاومت می کند. از این رو میان عمل مقاومت و یک کار هنری رابطەی نزدیکی برقرار است. هر عمل مقاومتی یک کار هنری نیست، حتی اگر درون یک روش خاص، همان باشد. و هر کار هنری یک عمل مقاومت نیست حتی اگر باز درون یک روش خاص ، همان باشد.



نگاهی بە مورد استراب ها (Straubs) بیاندازیم، برای مثال ، زمانی کە آنها عمل قطع ارتباط صدا و تصویر را انجام می دهند. آنها رویکردی بە این صورت دارند: صدا  برمی‌خیزد ، برمی‌خیزد ، برمی‌خیزد و آن چیزی است کە دربارەی عبورِ از زیرِ برهنەگی [و عریانی] صحبت می کند، یک زمین خالی از سکنە کە تصاویر بە ما نشان می دهند، تصویری کە هیچ کاری برای انجام دادن با صداتصویر (sound image) ندارد. این امر بیانی برخواستە در هوا چیست در حالی کە ابژەاش زیرِ جهان عبور می کند؟ مقاومت. عمل مقاومت. و در همەی کارهای استرابها، امر بیانی یک عمل مقاومت است. از فیلم Moses تا آخرین جملە کافکا  Not Reconciled یا باخ - بە ترتیب بە آنها اشارە نمی کنم - . امر بیانیِ باخ موسیقی اوست کە یک عمل مقاومت است، یک مبارزەی فعالانە علیە تفکیک امر کفر آمیز و امر مقدس. عمل مقاومت در موسیقی با یک گریە تمام می شود. درست مانند گریەای کە در اپرای Wozzeck وجود دارد، درون باخ نیز وجود دارد : " بیرون! بیرون! برو بیرون! نمی خواهم ببینمت!" هنگامی کە استرابها یک تاکید را درون این گریە جای میگذارند، در گریەی باخ، یا گریەی پیرزن اسکیزوفرنیایی در فیلم Not Reconciled ، آن را بە دو جنبە حساب می کنند. عمل مقاومت دو چهرە دارد.یکی انسان و دیگری کار هنری است. تنها عمل مقاومت در مقابل مرگ مقاوت می کند، یا بە عنوان یک کار هنری یا بە عنوان مبارزەی انسان.
 چە رابطەای میان مبارزەی انسانی و کار هنری وجود دارد؟ نزدیکترین جواب و در کل برای من، مرموزترین رابطە ای کە وجود دارد دقیقا آن چیزی است کە پاول کلە (Paul Klee) گفت : " می دانی، مردم از دست رفتەاند." مردم از دست رفتەاند و درهمان حال، آنها از دست نرفتەاند. مردم از دست رفتەاند یعنی اینکە وابستگی بنیادی میان یک کار هنری و مردمی کە هنوز وجود ندارند (هنوز شکل نگرفتەاند)، هیچگاه شفاف نبوده است.کار هنری ای وجود ندارد کە مردمی را کە هنوز وجود ندارند را فرانخواندە باشد.

*این متن  گزیدەای از کتاب Two Regimes of Madness: Texts and Interviews 1975-1995 می باشد، کە قسمت ترجمە شدە بە صورت PDF در سایت http://straub-huillet.com/ قابل دسترس است.  ? What is the Creative Act 
** مترجمان بە انگلیسی : Ames Hodges and Mike Taormina
*** ترجمە نیاز بە ویرایش دارد.

فرانکو بیفو براردی دربارەی رقابت ریاست جمهوری آمریکا بە عنوان یک شوی تلویزیونی
ترجمە: دیاکو

بعد از تابستان تحقیرآمیز یونان، پاییز دست رد زدن بە سینەی مهاجران رسید، بعد زمستان تجزیەی اروپا و در آخر بهار دونالد ترامپ.
نمی دانم کە ترامپ انتخابات نوامبر را برندە می شود یا نە، اینطور فکر نمی کنم، با اینکە نظرسنجی ها اختلاف جزئی میان ترامپ و کلینتون را نشان می دهند. در هرصورت صعود چشمگیر او نیاز بە فهمیدە شدن دارد.

بیایم از قبل ترها شروع کنیم. برای کارگران آلمانی، فقر و تحقیر توسط تجاوز مالی انگلو-فرانسوی اتفاق افتاد، هیتلر گفت : شما نە استثمار شدەاید و نە کارگران بیکار شدە  هستید، شما آریایی های پیروزمند هستید. ناسیونال سوسیالیسم از این تغییر در ادراک [و فهم] بیرون آمد.
تغییر مشابە خود-ادراکی و چشم انداز سیاسی ارائە شدە امروزە توسط یک محدودەی وسیع از ترامپ بە پوتین و [همچنین] شامل کاتزیسنکی، اُربان ، لوپن، بوریس جانسون و... آنها برای فقیر کردن کارگران اروپایی-امریکایی بە سادگی می گویند : " فکر کردن بە خودتان را بە عنوان کارگران شکست خوردە متوقف نمایید، بە خودتان بە عنوان نژاد سفید پوست دوبارە برخواستە فکر کنید."
دینامیک هایی کە ناسیونالیسم سوسیالیسم را بە قدرت رساند دوبارە راه اندازی شدە اند. ضمنا ، در حوزە مدیترانە، نظم استعماری قدیمی در حال سقوط است. رکود و فقیر شدن همزمان طبقەی کارگر سفیدپوست و ذوب شدن نظم ژئوپلتیک یک فرم اصیل از خشونت ناسیونالیسم سفیدپوستی را تولید کردە است.
ترامپ و رشد نیروهای راست افراطی در اروپا، یک سوبژکتیویتە در رابطە با هویت استعماری و نژادی را می پرورانند کە آن را بە عنوان نتایج اقتصادی، جمعیتی و ژئوپلتیکی در حال زوال خودشان، متداول کردەاند . نزاع درازمدت بین جهانی‌شدن نئولیبرالی و ناسیونالیست ضدجهانی‌شدن بە سمت یک فاجعە می رود.
اوباما بە سوال روزنامەنگارانی کە دربارەی پیروزی ترامپ در حزب جمهوری خواه پرسیدە بودند ، با طنز هوشمندانەای جواب دادە بود : " ما دربارەی سرگرمی حرف نمی زنیم، این یک شوی تلویزیونی نیست، این رقابتی است برای ریاست جمهوری ایالات متحدە..." متاسفانە، اوباما اشتباه می کند. مرزهای میان سیاست و شوی تلویزیونی عوض شدەاند. و عقلانیت سیاسی مدرن بە نظر می رسد کە از فهمیدن این [نوع] رقابت برای ریاست جمهوری ایالات متحدە ناتوان است، در واقع، یک شوی واقعی است. اوباما تبدیل بە کاراکتر شوی‌ای شدە است کە ترامپ در راه آن است کە کارگردانی اش را بەە عهدە بگیرد.
ایتالیایی ها قبلا تجربە این مخلوط نمایش مسخرە و اقتدارگرایی را داشتەاند. برلوسکونی با یک کمپین تبلیغاتی تجاری بە صحنە آمد کە مبنای اش دو واژە از فرهنگ فوتبال بود : برو جلو ایتالیا (Forza Italia) .  در این مورد نیز سیاست مداران قبلی نظری طنزآمیزانە داشتند، کە انتخابات سرگرمی نیست. در مارچ ١٩٩٤ ، برو جلو ایتالیا (Forza Italia) انتخابات را برد، و زبان سیاسی را برای همیشە تغییرشکل داد.
سیاست مداران سنتی فکر می کنند کە سیاست یک گفتمانِ شامل همەی حوزەهای عمومی است، کە تبلیغات تنها زیرمجموعەای خاص از این گفتمان عمومی است. با این حال برلوسکونیی نشان داد کە سیاست اکنون یک زیرمجموعە از گفتمان رسانە است.
پیروزی ترامپ از منظر سیاسی غیرقابل توضیح است. با این حال آنهایی کە در انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان بە او رای دادند و آنهایی کە شاید در نوامبر بە او رای می دهند، بە عرصە سیاسی تعلق ندارند، بلکه بە عرصەی رسانەی شوی تلویزیونی تعلق دارند.
اوباما در طی سفرهای دیپلماتیک‌اش در آسیا ، بە متحدان سیاسی اش، آنهایی کە از بیانات ترامپ تنفر داشتند، اطمینان داد و گفت ،" کسی کە چنین نظراتی را بیان کردە است چیز زیادی دربارەی سیاست خارجی و سیاست اتمی و در کل، دربارەی جهان نمی داند."
بدیهی است کە اوباما راست می گوید : ترامپ پر از حماقت است کە از منظر تاریخی، اقتصادی و انسان شناسانە نسبت بە چیزی کە دربارەاش حرف میزند، جاهل است ، اما بە نظر می رسد اوباما بی توجە بە این قضیە است کە در دورەی معاصر، حماقت و جهالت مانعی در راه رسیدن بە قدرت[سیاسی] نیست.
آمریکایی ها دوبار بە فردی رای دادند کە باور داشت طالبان تبدیل بە یک گروه راک می شود. تا زمانیکە طالبان با یک حملەی هوایی بە برج های منهتن وارد شد. آن فرد تاریخ جهان را تغییر داد، جنگی نامتناهی را شروع کرد کە بخش وسیعی از جهان را نابود کرد. ما باید کاملا فهمیدە باشیم کە حماقت پتانسیل بالایی دارد هنگامی کە سُکانش  بە وسیلەی تحقیر و ناامیدی راندە شود.
جَزم نئولیبرالی اکثریت کارگران غربی را ناامید کردە است. و تا زمانی کە  چپ نیز خود شریک تجاوزات مالی می باشد، آنها نمی توانند بە عنوان کارگران استثمارشدە شورش کنند.
در ١٩٣٣ ، کارگران آلمانی بە حزبی رای دادند کە آنها را آریایی های سفید پوست و آلمانی خواندە بود، و بە حزبی کە اعلام داشتە بود کە یهودی ها و مردمان رومانی دشمنان ابدی شان است. امروز کارگران اروپایی-آمریکایی می خواهند بحث های ترامپ ، همراه با پوتین ، لوپن و بوریس جانسون را بشنوند. آنها می خواهند کە بە آنها گفتە شود از نژاد برتر هستند ، و بر مهاجرین غالب و برتر هستند. و آنها را در اردوگاه های کار اجباری در امتداد تمامی سواحل مدیترانە محدود نمایند.
اکنون، همەی ما خوشحال هستیم زیرا کە در انتخابات ریاست جمهوری اتریش، راست افراطی تنها برندەی ٤٩.٧% آرا بود. [شرکت] مورگان استنلی کشورهای اروپایی را برای پیادەسازی کامل بازار آزاد بە تغییر قوانین شان ترغیب می کند. مرکل، اولاند ، والز و دیگر متحدانشان بدون تاخیر و با عجلە بە انجام دستورات سیستم بانکی، اطاعت می کنند.
آنها با بدترین شکل در حال سنگ فرش کردن راه هستند، آیا این را می دانند؟

منبع : http://www.versobooks.com/blogs/2665-the-borders-between-politics-and-reality-shows-have-shifted-franco-berardi-on-the-us-presidential-race-as-reality-show

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :