تبلیغات
کریتیک - مطالب هفته دوم شهریور 1396

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کریتیک

ساختن ناخودآگاه‌های انقلابی!

جمعه 10 شهریور 1396

مسئلەی همە پرسی، کوردستان و سیاست

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

می توان گفت کە خواست دولت مدرن در کوردستان با تلاش های ژنرال شریف پاشا در سال های ابتدایی قرن بیستم آغاز گردید ، فرهاد پیربال دربارە ژنرال شریف پاشا کتابی نوشتە است کە بە صورت  pdf  و بە زبان کوردی موجود است ، ژنرال با همەی ماجراهایی کە داشت دچار معضلی گردید کە تا بە امروز گریبان سیاست مداران کورد را گرفتە است ، با هر ابزاری باید بە هدف رسید یا دقیق تر اینکە دست بە دامان هر قدرتی شد تا بە هدف دست یافت. گفتە می شود آخرین تلاش های ژنرال نامە فرستادن بە  موسولینی است کە البتە آن هم بە جایی نرسید. از پیمان سور تا پیمان لوزان فراوان ندانم كارى هاى سران کوردستان را شاهدیم ، برای مثال هنگامی کە ژنرال در پاریس بود و می خواست در پیمان سور شرکت نماید بسیاری از سران عشایر نامە فرستادند کە ما دولت کوردی نمی خواهیم . می خواهم بر این نکتە دست بگذارم کە علاوە بر علل خارجی، قدرت های امپریالیستی و منطقەای ، با معضل های داخلی خود کوردستان نیز در طی تاریخ مواجە هستیم.

در این میان هم، کسانی بودەاند کە فارغ از المان های مدرن دنبال این خواست مدرن بودەاند ، از شیخ محمود گرفتە تا اسماعیل آغا سمکو با روحیەای عشایری خواستە اند دولت کوردی برپا کنند . نقل است کە اسماعیل آغا بە مردم و زیردستانش می گفتە کە نیازی نیست نمایندەی دیگری بخواهید هر کس هر مشکلی دارد با من در میان بگذارد، این نوع برخورد پدرمابانە بدون شک نمی توانستە کە خواست یک ملت را برآوردە نماید. در این میان نویسندگان و سیاست مداران معاصر ، همچون انوشیروان مصطفی امین با تلاشى كودكانه خواهان ساختن تصویر شهریار كورد از ایل خانی همچون اسماعیل آغا شکاک هستند.

در زمان جمهوری کوردستان کە با حمایت ارتش سرخ توانست متولد شود نیز مسئلەای کە سرنوشت یک ملت بە آن گرە خردە بود تبدیل بە صحنەای برای قدرت نمایی اغاها شد. اما تاثیری کە این رویداد بر کوردستان نهاد بی شک تا بە امروز یکی از پرشدت ترین تاثیرهاست. ١١ ماه جمهوری با هر کیفیتی کە داشت همچون تاریخی زندە در تمام این سال ها بر ذهن ملت نقش بستە است، ورای معناهای متکثری کە از آن می شود اکثر نیروهای سیاسی مدعیند کە ما در ادامەی این راهیم، بارزانی پدر و پسر ، قاسملو و شرفکندی ، اوجلان و سالح مسلم همە ادعا می کنند کە راه قاضی محمد را ادامە دادەاند. در واقع تاریخ شفاهی و کتبی جمهوری ، خود جمهوری را بە یک ایدەی بی شکل ناب تبدیل کردەاست کە ذهن همە بە آن میل می کند ، این حرف ابلهانەی دوستان چپ غیر کورد کە می گویند همەی کوردها در نهایت ناسیونالیست هستند شاید درست نباشد ، اما میلی کە بە آن اشارە کردم، در آن وجود دارد ، لااقل برای تمامی کوردهایی کە خود را بە گونەای بە سیاست گرە زدەاند و دربارەی آن فکر می کنند. جمهوری برای برخی سوسیالیستی است ، برخی از آن خوانش های فمنیستی ارائە می دهند و برخی هم ادعا می کنند کە در آن روزگار چند تن روزنامەنگار فرانسوی آمدە و حیران داد می زدند کە دموکراسی واقعی تنها اینجا اتفاق افتادە است. اما در واقع جمهوری حتی نتوانست در حد جمهوری آدربایجان باشد. داستان جمهوری همانند تاثیر یک اثر هنری است ، عدەای یک اجتماع نو را شکل می دهند بعد دشمن می آید و قهرمان داستان را اعدام می کند. قهرمان داستان مرگ پدر است برای همەی کوردستان ، چرا کە کوردستان خود نیز مادر فرض شدە است، پسران هر کاری می کنند تا راه پدر را ادامە دهند تا مادر را خوشبخت کنند. در واقع ما شاهد یک داستان زیبا هستیم ، اما سیاست نە داستان است نە هنر و نە زیبا. و البتە این داستان نیز اصلا زیبا نیست . رهبر فقط می بایست رفیق باشد و آموزگار ، متاسفانە در کوردستان ما هنوز از پدرهای سیاسی مان خلاصی نیافتەایم و تا بە امروز نیز در بازتولید آن سهیم بودەایم.

بعد از جمهوری، مبارزات ملا مصطفی بارزانی مسئلەی کورد را بە فاز جدیدی کشاند. ملا مصطفی یک مرد صد چهرە ، اگر تا از قبل او مسئلەی دولت کوردی می خواست از یک مجرا عبور نماید، در زمان واحد منطق یکسانی بە خود می گرفت و البتە هیچگاه مسئلە کوردستان حداقل در سطح ایدە بە یکی از تکەهایش خلاصە نمی شد. ملامصطفی کوردستان را قلعەی سرخ کمونیست ها ، ایالتی از ایالات آمریکا ، سرزمین برادران یهود ، سرزمین نژاد آریایی ، سرزمین امت اسلامی و هم چنین سرزمین متعلق بە عثمانی ها می دانست. هنگامی کە در روژهەڵات مبارزە در جریان بود، بە دست بوسی شاه ایران شتافت و حتی قول سرکوب مبارزان روژهەڵاتی را هم داد و هنگامی کە اعلی حصرت ناهمایونی بعد از پیمان الجزائر از ملا مصطفی خواست کە شورش را در عراق تمام کند، با چاکرمنشی هر چە تمام تر همەی امیدهای مبارزە را نابود کرد.

پ ک ک اوایل ادعا کرد تنها جریانی است کە می خواهد برای هر ٤ تکەی کوردستان مبارزەی سراسری انجام دهد و دولت کوردی را در کوردستان بزرگ بنا نهد ، از هر ٤ بخش کوردستان نیرو گرفتند ، تبدیل بە یک نیروی گریلایی بسیار زبدە شدند. ئاپو اوجلان بعد از دستگیری سیاست هایش را عوض کرد و پ ک ک بە سوی خودگرادنی درون دولت های حاکم تغییر جهت داد. (در این جا بە این مسئلە نمی پردازم)

بعد از سال ١٩٩١ کە یک خودمختاری در کوردستان عراق شکل گرفت ، دو نیروی عمدە پارت دموکرات کوردستان عراق و اتحادیە میهنی در مقابل هم قرار گرفتند، قیادە موقت ایران بە رهبری مسعود بارزانی کە عکس پدر و خمینی را کنار هم قاب می کرد با چرخشی بە سمت ترکیە و آمریکا و حتی دولت مرکزی صدام حسین نزدیک شد، اتحادیە میهنی فرصت را غنیمت شمرد و با دولت ایران دست بە همکاری زد (لازم بە تذکر است کە پ ک ک نیز در این اتحاد شوم حضور داشت) ، هنوز هم آن ویدیوی وقیحانەی جلال طالبانی را نمی توان تاب آورد هنگامی کە باز دارد شوخی های بی مزە اش را تعریف می کند و می گوید ما نمی توانستیم با دو دولت بجنگیم پس بە ایران نزدیک شدیم. از ١٩٩٤ تا چند سال بعد جنگ داخلی بر سر شهرهای تحت کنترل درگرفت. عبداللە پەشیو شاعر بزرگ کورد با دیدن شهرها و مناطق آن زمان کوردستان در یک مصاحبە وضعیت نابسامان و فلاکت بار مردم کوردستان را توضیح می دهد و در آخر می گوید کە نمی دانم چگونە در این وضعیت رهبران کورد با یک گلولە بە زندگی خفت بارشان خاتمە ندادند. شیرکو بیکس نیز در شعری از زبان یک اسب می گوید فرماندەام دستور کشتن پسرعمویم را بە من داد چراکە از حزب مقابل بود اما قبل از آنکە بتوانم او را بکشم ، او من را کشت.

مبارزە در روژهەلات بە گونەای دیگر ادامە یافت ، بعد از انقلاب ناتمام بهمن ماه حزب دموکرات کوردستان ایران کە شبکەی داخلی اش بسیار ضعیف شدە بود، کادرهایش را از خارج کشور بە داخل فراخواند. کوملە کە از سالها قبل از سە جریان شکل گرفتە بود، بە صورت علنی اعلام موجودیت کرد. علی رغم سمپاشی های دموکرات، کوملە در میان خلق می درخشید. کاک فوئاد در یک سخنرانی دربارەی اتحادیە دهقانان مسئلەی مهمی را مطرح نمود ، او گفت ما هر جا با مردم حرف زدیم کسی از جدایی کوردستان سخنی بە میان نیاورد و جملگی مسائل دهقانی خود را با ما درمیان می گذارند. کوملە بعد از از دست دادن چندین چهرەی اصلی اش از جملە کاک فوئاد مصطفی سلطانی (کە بدون شک یک مائوئیست انترناسیونال) بود ، تاریخ زوالش را با حلقەی سهند و تروتسکیست های فرصت طلب پیمود و تا بە امروز تاوان آن را پس می دهد.در فضآی کوردستان دو رویکرد نقادانە بە این موضوع داریم ، یکی کە هژمونیک و ناسیونالیستی است از این سخن می گوید کە غیر کوردها کوملە را بە این روز در آوردند، و نقدی کە من بە آن باور دارم، نە غیر کوردها؛ بلکە هنگامی کە تروتسکیست ها آمدند، کوردهای کوملە نیز با آنها هم آوا شدند و ایدئولوژیی کە کوملە با آن متولد و خروشید را کنار نهادند.

حزب دموکرات کوردستان ایران بار دیگر ضربەهای برادر کوچکترش حزب دموکرات کوردستان عراق را کە بر سرش فرود می آورد را نادیدە گرفت و در حالی کە قیادە موقت با غرور با جمهوری اسلامی مصاحبە می کرد و می گفت ما راه امام را ادامە می دهیم ، دموکرات های روژهەلات می گفتند ما یک سری مشکلات جزیی با آنان داریم کە حل می شود.

جمهوری اسلامی کوردستان را فتح کرد ، رهبران را سر بە نیست کرد و احزاب روژهەلاتی مجبور بە عقب نشینی شدە و بە خاک کوردستان عراق پناه بردند. تروتسکیست های فرصت طلب از کوملە جدا شدند و در خارج حزب محبوبشان را احداث کردند و اکنون با همەی تاریخ سیاهی کە دارند  میان روشنفکران چپ ایران جدی تر از کوملە گرفتە می شوند و این را نیز می توان با ناسیونالیسم اکثریت نهادینە شدە توضیح داد، و من خطاب بە این دوستانمان می گویم کە حتی کوملەی مهتدی بدنەی بە مراتب کمونیست تری از بدنەی حکمتیست های خارج نشین دارد.

با همەی این مقدماتی کە مجبور شدم بە آن اشارە نمایم ، - چرا کە تاریخی آشوبناک و مغلوب برای ما باقی ماندە است ، تاریخ سرخوردگی های پراکندە کە هنوز نمی توان بە راحتی آن را در یک دایرەالمعارف طبقەبندی کرد و در کتابخانەها جای داد- می خواهم بە مسئلەی همەپرسی بپردازم.در ابتدا باید بگویم اکثر نقدهایی کە نوشتە شدەاند و با تجارت نفت توضیح دادە می شوند ، بیشتر مسئلەی بورژاوزی دولت مرکزی عراق و بورژوازی اقلیم می باشند. در واقع توضیح دادە نشدە است کە خود جدایی از دولت مرکزی چە تغییری در پایین بە وجود می آورد. بە نظرم ضروری است کە گفتە شود خود متولد شدن کشور عراق یک امر آمرانە بودە و در کل تاریخ معاصر عراق ما کمتر شاهد همزیستی مسالمت آمیزی میان خلق های آن بودەایم. بدون شک این مسئلە را نمی توان اینگونە حڵ کرد کە بگوییم کوردها باید از خواست شان دست بکشند، چراک ە با اندک پرس و جویی می فهمیم کە اکثریت مردم جدا از هر ایدئولوژی ای کە بدان باور دارند، خواستار جدا شدن از عراق هستند ، شاید بهترین بیان را فرهاد پیربال داشت کە گفت : "عراق برای ما بە غیر از انفال و حلبچە و آوارگی و اکنون داعش چە داشتە است ؟" هر چند کە این سوال کاملا خطاست و عقل سلیمی کە اینگونە فکر می کند اسیر تفکرات خردەبورژوایی شدە است ، اما از این وجه قضیە بە نظر نمی توان داوری درستی کرد و با مردم مخالفت ورزید. در واقع ما با وضعیتی در عراق مواجە نیستیم کە اگر کوردها جدا شوند سیاست خلقی و سوسیالیستی دچار بحران می شود چراکە اگر صف آرایی نیروها را بررسی نماییم ، صف آرایی یک مشت مرتجع را در مقابل هم خواهیم دید. بە نظر من از این زاویە نمی توان با همە پرسی مخالف بود.

 

رویکرد مارکسیستی دولت

دولت کوردی همانند یک شفابخش تصور شدە است ، روایتی سادەانگارانە از دولت ، روایتی بدون هیچگونە تضاد. تولد دولت کوردی را یک لحظە جشن تصور کردەاند. اما در واقع شکل گیری دولت یک لحظەی کاملا خشن است. وقتی دولت شکل بگیرد خیال های خام مردم دربارەی ایدەی دولت کوردی تمام می شود ، دولت یک ایدە نیست کە تاریخ را جلو ببرد . بلکە در گام اول دولت نمایندە طبقەای خاص است (کە در دوران کنونی بدون شک بورژوازی و دارودستەی مرتجع اش را شامل می شود) ،و در گام بعدی دولت دارای ابزار سرکوب فیزیکی و سازوبرگ های ایدئولوژیک می باشد. لنین گفت دولت ماشین سرکوب است ، تا امروز نیز بارزانی ها قتل چندین روزنامەنگار از جملە شهید قلم "سردشت عثمان" را در کارنامە داشتە اند ، صدای شیرکو بیکس را بارها خفە کردند و روشنفکری همچون عباس ولی مجبور بە ترک اقلیم شد. دولت در نگاه مارکسیستی یک وضعیت گذرا است ، یک دولت رو بە زوال کە نزد مارکس، انگلس ، لنین و مائو راه گذار از آن فرمول بندی شدە است. اما ایدەی دولت کوردی یک ایدەی ابدی است و این می تواند بسیار خطرناک باشد. ماشین سرکوب تا ابد. در واقع دولت کوردی بسیار ایدەی مبهمی است . از طرفی شفابخش است و همە برابر فرض شدەاند، و در واقع فقط اینجاست کە بە قول لنین پشت این ادعاها منافع طبقاتی قرار دارد. بارزانی همە را برابر فرض می گیرد ، حتی اگر بارزانی رهبر دموکرات منشی باشد (کە نیست) ذهن او نیست کە جامعە را تعین می بخشد ، بلکە این ساختار طبقاتی جامعە است کە ماهیت دولت را نیز در ارتباطی دیالکتیکی تعیین می نماید. دولت انقلابیون مارکسیست خصلتی دیگر نیز داشت کە بە دوستان خود در امر انقلاب و مبارزە کمک می کرد. دربارەی کوردستان عراق در این سال ها ما چیز دیگری دیدەایم. آنها احزاب رۆژهەڵاتی اسکان یافتە در آنجا را سرزنش می کنند کە در خاکشان جایشان دادەاند اما احزاب رۆژهەڵاتی ناسپاس و خیال مبارزە با ایران را در سر دارند. در واقع ما تا حدی نیز امروز با چهرەی اعتدالی از بارزانی و اتحادیە میهنی طرف هستیم ، آنها اکنون مانند هر لیبرال عاقل و صلح طلبی بە احزاب روژهەلاتی دیکتە می کنند، کە از راه گفتگو مشکلات شان را با ایران حل نمایند (توجە کنید بە دیدار آخر ملا بختیار با سران ایران و صحبت در اینبارە ، و سخنان اخیر بارزانی). خطر دولتی کە بارزانی رهبری آن را بەدست بگیرد باید اینجا احساس شود ، خاصیت دولت های بورژوایی زد و بند با قدرت های منطقە و جهانی است ، بە دلایل اقتصاد تجاری باید با ترکیە و ایران وارد مناسبات جدی تری نیز بشود ، حتی از لحاظ مشروعیت در منطقە نیز تایید این دولت ها را نیاز دارد ، باید نگران این نکتەی مهم باشیم کە بارزانی پیشمرگان رۆژهەڵاتی مان را حاضر است قربانی سیاست های کثیفش نماید، فاکتی را کە تا ابد باید بازگو کرد کشتن ناجوانمردانەی رفیق فرماندە سلیمان معینی و تحویل جسد عزیزش بە ساواک ایران، توسط بارزانی ها است.

 

سرآخر

وضعیت بە شدت متناقض است ، نمی توان در مقابل خواست مردمی ایستاد و بارزانی این را خوب فهمیدە است و برای همین اکنون کە بحران های اقتصادی-اجتماعی دامان اقلیم را گرفتە است، برگ آخرش را رو کردە است ، بارزانی می خواهد قدرتش را تمدید کند ، در سخنرانی هایش هم اشارە کردە است کە اگر همەپرسی بە "نە" منجر شود از قدرت خداحافظی می کند (کە البتە لفاظی است). اما در سطح پراتیک نمی توان بدون آنکە بە مردم راهی دیگر نشان داد آنان را منع کرد ، در این وضعیت متناقض مسئلە نە موافقت و نە مخالفت است ، باید راهی یافت تا جلوی زیادەخواهی های بارزانی ایستاد. حزب دموکرات کردستان ایران باید از گذشتەاش درس بگیرد و بە این برادر همیشە خائن دل نبندد، جدای از هر نقدی کە بە احزاب رۆژهەلاتی دارم می گویم کە احزاب رۆژهەڵاتی باید از زیر فشارهای احزاب کوردستان عراق بیرون بیایند و در تصمیم گیری هایشان استقلال بیشتری داشتە باشند، چراکە سیاست نباید قبضەی دو طایفەی بارزانی و طالبانی شود.
همەی آنهایی کە بە جهانی دیگر می اندیشند باید در راه ساختن آلترناتیوی برای این وضعیت ها باشند، در واقع الترناتیو نە ساختن حزب جدید ، بلکە درک جهان کنونی ، شناخت از منطقەی خاورمیانە و داشتن تحلیل مشخص از شرایط مشخص است.


آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :