تبلیغات
کریتیک - مطالب دیاکو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کریتیک

ساختن ناخودآگاه‌های انقلابی!

دوشنبه 16 بهمن 1391

هنر

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

نظر من این است هنر زمانی خلق میشود که هنرمند(کسی که هنر را می آفریند)تکانی میخورد. منظورم از تکان این است مغز هیچوقت از فکر کردن دست برنمیدارد ، به عبارتی ذهن همیشه فعال است اما گاهی اوقات هنرمند یادش می افتد که در راکد بودن غرق شده است (راکد بودن به این معنی که در سطح ماندن و فکر کردن به مسایل پیش پا افتاده و روزمره) زمانی که هنرمند این تکان را میخورد عمیق تر فکر میکند و عمیقتر شناخته ها را بازمیشناسد.
کمی قضیه را بازتر کنیم . بارها اتفاق افتاده که انسان به خودش میگوید من کل امروز ذهنم مشغول بود ولی هیچکدامشان ارزش این را نداشت که ذهن را درگیر خود کنند . البته باید این را قبول کنیم که در سطح بودگی لازمه ی به عمق رفتن است . به بیانی دیگر اغلب شناخت ابژه ها با مشاهده شروع میشود که مشاهده را میتوان سطحی ترین نوع شناخت قرار داد . پس هنرمند زمانی که هنری را خلق میکند با شناختی که از مشاهده بدست آورده است میتواند به سطحهای پایینتر دست بیابد.
مثالی در این باره ، نقاشی را در نظر بگیرید که میخواد یک صندلی را  رسم کند و هنرمند در اتاقی نشسته است که صندلی خارج از اتاق و جلوی در همان اتاق گذاشته شده است . و هنرمند فقط میتواند نصف صندلی را ببیند . اگر هنرمند کل ان روز را ناخوداگاه به خروجی اتاق نگاه کرده باشد و صندلی را دیده باشد ، ذهنش این تصاویر را ثبت میکند و حتی اگر در ان لحظه هنوز تصمیم به کشیدن صندلی نکرده باشد باز هم تصویر صندلی در ذهنش مجسم شده . زمانی که هنرمند تکان را میخورد و انتخابش ان صندلی باشد در واقع دیگر از سطح مشاهده فراتر رفته است.
صندلی نصفه در ذهن نقاش تکمیل میشود و دیگر صندلی تصویری ناقص نیست و نقاش ان را در ذهنش تکمیل میکند ولی اگر تنها در سطح مشاهده میماند نمیتوانست میزان نور طرف پنهان را تشخیص دهد . نقاش باید صندلی را در محیط بازشناسد و آن را به بک مجرد در نیاورد و تمامی شرایط محیطی مسلط بر صندلی را درنظر بگیرید . زاویه ی نوری که به طرف معلوم تابیده است را مشاهده کند و ادامه ان بر نیمه ی پنهان صندلی را نجسم کندو در رنگ آمیزی صندلی باید بداند که با چه جسمی در ارتباط است....
شاید یه وقتی اینو تکمیل کردم
در ضمن هر کی خوند نظر خودش رو بگه خودم زیاد راضی نیستم از این چیزی که نوشتم میخواستم بهتر باشه اما حالم زیادی بده
اما شکل کلی چیزی که میخوام بگم همینه . انگار خودم تکان قوی نخوردم که اینو نوشتم :)

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :