تبلیغات
کریتیک - مطالب ابر خودکشی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کریتیک

ساختن ناخودآگاه‌های انقلابی!

پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394

گریز از زندگی

نویسنده: دیاکو   طبقه بندی: همه و هیچ، 

همه‌ ی ما از آن خواب ها دیده‌ایم که‌ ناگهان از یک مکان بلند سقوط می کنیم، فروید می گوید به‌ این خاطر است که‌ در کودکی، بزرگترها مارا بالا پایین می کردند، برای چند لحظه‌ بین آسمان و زمین ماندن و بعد دوباره‌ به‌ آغوش بزرگترها برمی گشتیم. با این حال ما سقوط را سانسور شده‌ فهمیدیم چراکه‌ هیچوقت زمین را لمس نکردیم، هیچگاه خواب هایمان نگذاشتند به‌ سطح زمین اثابت کنیم ، جایی بین آسمان و زمین معلق.
خبر خودکشی فریناز.خ به‌ سرعت در فضای مجازی پخش شد، حداقل چند روزی این خبر خوراک خوبی برای مغزهای متصل به‌ اینترنت است، وایبرها از عکس هایش پر می شوند و مثل همیشه‌ همه‌ی ایدئولوژی ها سعی در سهیم بودن از این مظلومیت خواهند کرد.
وضعیتی که‌ او در آن گیر افتاد، یک بن بست بود، اما نباید فراموش کرد که‌ بن بست جزئی ازحرکت است، باید دید بعد از  بن بست چه‌ چیزی در انتظار است. یک بن بست فاشیستی؛ در اتاقی در طبقه‌ی چهارم بر او بسته‌ می شود، نمی توان تصور کرد در آن لحظات چه‌ فکرهایی به‌ ذهنش رسیده‌ است، چقدر به‌ امید آزادی و رهایی اش فکر کرده‌ است و ناگهان درک کرده‌ است دیگر مسئله‌ رهایی نیست، مسئله‌ تنها گریز است.
یک ماشین میل که‌ هنوز به‌ چیزهایی که‌ خودش می پسندد میل می ورزد و فضای آن نیاز فاشیستی (تجاوز) را قلمروزدایی می کند، همین تکثیر درهاست که‌ او را به‌ خودش دوباره‌ متصل می کند اما کسی نمی داند پشت یک در چه‌ چیزی نهفته‌ است و دقیقا همین خصیصه‌ است که‌ گریز را ممکن می سازد. کسی که‌ در برابر اینکه‌ به‌ یک  گوشت بی خاصیت تبدیل شود، مقاومت می کند گریز را انتخاب می کند. در آن اتاق هتل تنها جای گریزی که‌ می یابد پنجره‌ است!
مرد اول (صاحب هتل) و مرد دوم (آن بی همه‌ چیز) آنهایی هستند که‌ باید از دستشان خلاصی یافت، آنها همه‌ جا هستند، مشکل اینجاست که‌ اجتماعات خ
ُرد پر از این آیشمان ها است و فرینازها مدام درحال گریز هستند، هرچند که‌ اینبار گریز منجر به‌ مرگ شد.
وضعیت او بسیار پیچیده‌ است، اگر به‌ این رذالت تن می داد نیز دوباره‌ می مرد چراکه‌ تمامی مردم او را انکار و نفرین می کردند، و اگر از آن پنجره‌ به‌ ایوان طبقه‌ ای پایین تر می افتاد و زنده‌ می ماند بازهم نمی توانست چنین روزی را فراموش کند و تا ابد برای او  به‌ صورت یک رنجوری باقی می ماند.
آیا بعد از این اتفاق نباید در شهرهای نزدیک مهاباد منتظر بمانیم که‌ پدرها و مادرها و برادرها از کار بیرون خانه‌ دخترهایشان ممانعت کنند؟ دقیقا فاشیسم کارکردش همین است؛ بستن راه های دیگری. مرد اول و مرد دوم فاشیست های کوتوله‌ ای که‌ نه‌ تنها دلیل این خودکشی هستند، بلکه‌ وضعیت را برای دیگر زن های کارگر سخت تر کردند.
 متاسفانه‌ برای فریناز دیگر گریز معنایی ندارد ، گریز تا جایی گریز است که‌ به‌ زندگی ربط داشته‌ باشد، وقتی به‌ مرگ می رسیم ریزوم می سوزد و دیگر از جایی دیگر جوانه‌ نمی زند.
فریناز خواب های ما را با بدن خودش تکمیل کرد و به‌ زمین اصابت کرد، دیگر هیچ دست و آغوشی تحمل گرفتن او را بین آسمان و زمین نداشتند و آن توهم مسخره‌ی به‌ زمین سقوط نکردن ما را از ما گرفت. از این به‌ بعد آن هتل 4 ستاره‌ اگر 400 ستاره‌ هم شود همه‌ی ستاره‌هایش خاموش و بی نور اند.

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :